wind
UK/wɪnd/
US/wɪnd/
معنی wind به فارسی
۱باد
Meaning of wind
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WEATHER noun [U] A1
air that moves outside and that you can feel on your face
فارسیباد
-
The wind is cold today.
امروز باد سرد است.
-
There was a strong wind last night.
دیشب باد شدیدی میوزید.
همآیندها collocations- a strong wind
- a cold wind
- the wind blows
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با wind
- wind up (بریتانیایی، گفتاری) عمداً کسی را عصبانی کردن، سر به سر گذاشتنافعال عبارتی: احساسات و حال روحی (B1)
- wind down بعد از کار آرام شدن و خستگی در کردنافعال عبارتی: احساسات و حال روحی (B1)
- wind turbine توربین بادیمحیط زیست