win
UK/wɪn/
US/wɪn/
-ing winningpast wonhe/she/it winspast participle won
معنی win به فارسی
۱بردن، برنده شدن
Meaning of win
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BE FIRST verb [I, T] A1
to be the best or the first in a game or contest
فارسیبردن، برنده شدن
-
I hope our team wins the game.
امیدوارم تیم ما بازی را ببرد.
همآیندها collocations- win a game
- win a prize
- win a match
متضاد lose
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با win
- win public support حمایت عمومی را جلب کردنحکومت و سیاستگذاری
- you win some, you lose some گاهی میبری گاهی میبازی؛ همیشه که نمیشود برداصطلاحها: موفقیت، شکست و شانس
- win at all costs به هر قیمتی برنده شدنورزش
- win over (کسی را) با حرف و رفتار به طرف خود کشیدنافعال عبارتی: ارتباط و گفتوگو (B2)
- win hands down با اختلاف زیاد و بهراحتی برنده شدناصطلاحها: موفقیت، شکست و شانس