window
UK/ˈwɪndəʊ/
US/ˈwɪndoʊ/
معنی window به فارسی
۱پنجره
Meaning of window
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BUILDING noun [C] A1
a part of a wall or car with glass in it, so you can see outside and light comes in
فارسیپنجره
-
Can you open the window? It is very hot.
میشود پنجره را باز کنی؟ خیلی گرم است.
-
Can you open the window, please? It's hot in here.
میشود لطفاً پنجره را باز کنی؟ اینجا گرم است.
همآیندها collocations- open the window
- a big window
- by the window
- shop window
- window seat
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با window
- Could we have a table by the window? ممکن است میزی کنار پنجره داشته باشیم؟رستوران و کافه
- window seat صندلی کنار پنجرهفرودگاه و پرواز