ارتباط حرفهای و دانشگاهی B2
جلسه و چانهزنی: Sorry to interrupt, but…
Meetings and negotiating: interrupting, conceding and agreeing next steps
رایان و بن با نمایندهی یک چاپخانه سر قیمت و زمان تحویل برنامههای یک جشنواره مذاکره میکنند. یاد میگیری مؤدبانه وسط حرف بپری، منظور طرف را بپرسی، پیشنهاد بدهی، نکتهی او را بپذیری و باز هم نظر خودت را بگویی، با If you could…, we would… چانه بزنی و جلسه را با جمعبندی و قدمهای بعدی ببندی.
گام ۱ از ۵
کارکردهای جلسه و عبارتهای کلیدی
| Function | Useful phrases | معنی |
|---|---|---|
| Interrupting politely | Sorry to interrupt, but… / If I could just come in here… / Could I add something? | ببخشید حرفتان را قطع میکنم، ولی… / اگر اجازه بدهید همینجا چیزی بگویم… / میتوانم چیزی اضافه کنم؟ |
| Clarifying | What do you mean by…? / Could you clarify…? / So, are you saying that…? | منظورتان از… چیست؟ / میشود… را روشن کنید؟ / یعنی میگویید که…؟ |
| Proposing | May I suggest…? / What if we…? / How about…-ing? | اجازه هست پیشنهاد بدهم…؟ / چه میشود اگر… / چطور است که… |
| Conceding | I take your point, however… / That's a fair point, but… / I see what you mean, although… | حرفتان را میپذیرم، اما… / نکتهی درستی است، ولی… / میفهمم، هرچند… |
| Bargaining | If you could…, we would… / We could…, provided that… / We'd be willing to… if… | اگر بتوانید…، ما هم… / ما میتوانیم…، به شرطی که… / حاضریم… اگر… |
| Summarising | So, to sum up… / Let me just go over what we've agreed. | پس خلاصه… / بگذارید آنچه را توافق کردیم مرور کنم. |
| Next steps | X will… by Friday. / Shall we meet again on…? | X تا جمعه… را انجام میدهد. / دوباره در… جلسه بگذاریم؟ |
گام ۲ از ۵
پیشنهاد محتاطانه با If + could، would
برای چانهزنی نرم، اغلب If + could / گذشته و بعد would میآوریم. این ساختار پیشنهاد را آرامتر و کمفشارتر نشان میدهد؛ If you pay today, we will give you a discount مستقیمتر و قاطعتر است. برای «به شرطی که» از provided that یا as long as استفاده کن و بعد از آنها، وقتی اصلِ جمله آینده است، فعل حال میآید. بعد از suggest هم یا -ing میآید یا that + جمله: I suggest meeting / I suggest (that) we meet.
- If you could confirm the order today, we would offer a ten per cent discount.اگر بتوانید سفارش را همین امروز تأیید کنید، ده درصد تخفیف میدهیم.
- If you pay today, we will give you a discount. (more direct)اگر امروز پرداخت کنید، تخفیف میدهیم. (مستقیمتر)
- We can agree to that, provided that the work is finished by June.با آن موافقیم، به شرطی که کار تا ژوئن تمام شود.
گام ۳ از ۵
مخالفت نرم: اول بپذیر، بعد محدود کن
در جلسه بهجای No, you're wrong یا I don't agree خشک، اول بخشی از حرف طرف را بپذیر و بعد محدودیتت را بگو: I take your point, however… / That's a fair point, but… . برای خبر ناخوشایند I'm afraid هم لحن را نرم میکند. بهجای رد کردن کامل میتوانی شرط بگذاری: I could agree to that if….
- That's a fair point, but we have to think about the cost.نکتهی درستی است، ولی باید به هزینه هم فکر کنیم.
- I see it slightly differently. For me, the date matters more.من کمی متفاوت میبینم. برای من تاریخ مهمتر است.
- I'm afraid we can't go any lower than that.متأسفانه نمیتوانیم از این پایینتر بیاییم.
گام ۴ از ۵
پایان جلسه: خلاصه و قدمهای بعدی
- So, to sum up, we have agreed on the budget but not on the date.پس خلاصه، روی بودجه توافق کردهایم ولی روی تاریخ نه.
- Zoe will draft the agenda, and Dan will book the room by Wednesday.زوئی دستور جلسه را آماده میکند و دن تا چهارشنبه اتاق را رزرو میکند.
- Shall we meet again on Thursday to review the figures?پنجشنبه دوباره جلسه بگذاریم تا آمار را مرور کنیم؟
- Does anyone have anything to add before we finish?کسی چیزی برای اضافه کردن دارد، قبل از اینکه تمام کنیم؟
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها
۱. discuss خودش مفعول میگیرد: discuss about the price ✗ ← discuss the price. ۲. I suggest to go ✗ ← I suggest going یا I suggest (that) we go؛ suggest us to go هم غلط است. ۳. I am agree ✗ ← I agree؛ agree فعل است. ۴. «منظورتان چیست؟» را What is your meaning? ترجمه نکن؛ بگو What do you mean? ۵. «باید» را همهجا must نکن؛ در جلسه We should… یا We need to… نرمتر از We must… است. ۶. دو افراط پیش نیاید: خیلی غیرمستقیم ماندن (که طرف نفهمد چه میخواهی) یا خیلی صریح (No, that's impossible). اول نکتهی طرف را بپذیر، بعد نظرت را روشن بگو.
متن شنیداری: Printing the festival programmes
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Ryan: Right, shall we make a start? Thanks for coming in, Claire. We'd like to agree the price and the delivery date for the festival programmes today. Claire: Of course. Our quote for five hundred copies is nine hundred pounds, and delivery takes ten working days, which is standard for a job this size, so— Ben: Sorry to interrupt, but could I just check something? Is that nine hundred pounds including colour? Claire: Good question. No, that's for black and white. Colour would be fourteen hundred. Ryan: I see. And what do you mean by ten working days? Does that include weekends? Claire: No, it means two full weeks, Monday to Friday. Ryan: Then that's too late for us, I'm afraid. The festival opens on the twentieth, and we need the programmes by the fifteenth. Ben: May I suggest something? If we sent you the files tomorrow, could you deliver within seven days? Claire: I take your point about the date. However, we have a lot of orders this month. I could do seven days if you accepted black and white. Ben: Hmm. The colour cover really matters to us, though. What if we used colour for the cover only? Claire: That might work. I'd have to check, but cover-only colour would be about eleven hundred. Ryan: If you could bring it down to a thousand, we would be happy to order a thousand copies next year as well. Claire: Let me think. I can't promise a thousand, but I could offer you one thousand and fifty, with delivery in seven days. Ryan: That sounds reasonable. Ben, are you happy with that? Ben: Yes, I think we can accept that. Ryan: Great. So, to sum up: colour cover only, five hundred copies, one thousand and fifty pounds, delivered within seven days. Ben will send the files tomorrow, and Claire will confirm the quote in writing by Friday. Claire: Perfect. I'll email it this afternoon.
ترجمهی فارسی
رایان: خب، شروع کنیم؟ ممنون که آمدید، کلر. امروز میخواهیم قیمت و تاریخ تحویل برنامههای جشنواره را نهایی کنیم. کلر: حتماً. قیمت ما برای پانصد نسخه نهصد پوند است و تحویل ده روز کاری طول میکشد که برای کاری در این اندازه معمول است، پس— بن: ببخشید که حرفتان را قطع میکنم، ولی ممکن است یک چیز را بپرسم؟ این نهصد پوند شامل چاپ رنگی هم هست؟ کلر: سؤال خوبی است. نه، این قیمت چاپ سیاهوسفید است. چاپ رنگی هزار و چهارصد پوند میشود. رایان: متوجه شدم. و منظورتان از ده روز کاری چیست؟ آخر هفتهها هم حساب میشود؟ کلر: نه، یعنی دو هفتهی کامل، دوشنبه تا جمعه. رایان: پس متأسفانه برای ما خیلی دیر است. جشنواره بیستم باز میشود و ما برنامهها را تا پانزدهم لازم داریم. بن: اجازه هست پیشنهادی بدهم؟ اگر فایلها را فردا برایتان بفرستیم، میتوانید ظرف هفت روز تحویل بدهید؟ کلر: حرفتان را دربارهی تاریخ میپذیرم. با این حال، این ماه سفارشهای زیادی داریم. اگر چاپ سیاهوسفید را قبول کنید، میتوانم هفتروزه تحویل بدهم. بن: هوم. ولی جلد رنگی برای ما واقعاً مهم است. اگر فقط جلد را رنگی چاپ کنیم چه؟ کلر: ممکن است جور شود. باید بررسی کنم، ولی چاپ رنگی فقط برای جلد حدود هزار و صد پوند میشود. رایان: اگر بتوانید قیمت را به هزار پوند برسانید، ما هم خوشحال میشویم سال بعد هزار نسخه سفارش بدهیم. کلر: بگذارید فکر کنم. نمیتوانم هزار پوند را قول بدهم، ولی میتوانم هزار و پنجاه پوند با تحویل هفتروزه پیشنهاد کنم. رایان: معقول است. بن، تو با این موافقی؟ بن: بله، فکر میکنم میتوانیم قبولش کنیم. رایان: عالی. پس جمعبندی: جلد رنگی، پانصد نسخه، هزار و پنجاه پوند، تحویل ظرف هفت روز. بن فردا فایلها را میفرستد و کلر تا جمعه قیمت را کتباً تأیید میکند. کلر: عالی. امروز بعدازظهر ایمیلش را میفرستم.
درسهای این بخش: ارتباط حرفهای و دانشگاهی B2
- ایمیل رسمی، خنثی یا دوستانه؟ از Hi تا Dear Dr Hughes
- جلسه و چانهزنی: Sorry to interrupt, but…
- ارائهی شفاهی: First, I'll outline… Moving on to… To sum up