صحبت کردن: ادامهی مسیر (B1 تا B2)
صحبت B2: حدس زدن، فرض کردن و نرمتر حرف زدن
Speaking: speculating and hypothetical answers
لوسی به دو سؤال انتزاعی جواب میدهد: دلیل کمخوابی مردم و ممنوع شدن خودرو در مرکز شهر. یاد میگیری میزان اطمینانت را با Chances are، It could be that و I'd imagine نشان بدهی، موقعیت فرضی را با if و would/might/could بسازی، حرفت را نرم کنی و با It depends on… و یک مثال جواب را کامل کنی.
گام ۱ از ۵
حدس زدن: از تقریباً مطمئن تا کممطمئن
| میزان اطمینان | عبارتها | مثال |
|---|---|---|
| تقریباً مطمئن | must be / can't be · I'm fairly sure (that) … · Chances are (that) … | That can't be the right address. |
| حدس متوسط | I'd imagine … · I'd guess … · It's probably … · I suppose … | I'd guess prices will keep rising for a while. |
| کممطمئن | It could / might / may be that … · Perhaps … · It's possible that … | It could be that people simply have less free time. |
گام ۲ از ۵
موقعیت فرضی: if + گذشته، would / might / could
برای چیزی که واقعی نیست یا بعید است: If + گذشتهی ساده، … would / might / could + فعل ساده. would یعنی نتیجه را قطعیتر میدانی و might یا could یعنی ممکن است. برای I شکل If I were … استاندارد است (If I was … در گفتار غیررسمی هم شنیده میشود). برای شروع میتوانی بگویی What if …؟ یا Imagine … / Suppose …. در جوابهای انتزاعی معمولاً هم یک نتیجهی مثبت میگویی و هم یک نکتهی مقابل (On the other hand, …).
- If I were the mayor, I'd plant trees along every main road.اگر شهردار بودم، کنار هر خیابان اصلی درخت میکاشتم.
- If everyone ate out less, restaurants might struggle, but families could save a lot.اگر همه کمتر بیرون غذا میخوردند، شاید رستورانها به مشکل میخوردند، ولی خانوادهها میتوانستند خیلی پسانداز کنند.
- What if the internet stopped working for a day?اگر اینترنت یک روز کار نکند چه میشود؟
گام ۳ از ۵
نرمتر حرف بزن: از جملهی مطلق به جملهی محتاطانه
| Too absolute | Softer and safer |
|---|---|
| Everyone hates getting up early. | Most people find it hard to get up early. |
| Prices will rise next year. | Prices are likely to rise next year. |
| This will solve the problem. | This could help to solve the problem. |
| It's because of money. | It's partly to do with money, I suppose. |
گام ۴ از ۵
It depends on … و بعد یک مثال
«It depends.» بهتنهایی جواب نیست. بگو به چه چیزی بستگی دارد (It depends on + اسم، یا how / what / whether …) و بعد با یک مثال دوشاخه نشان بده نتیجه چطور عوض میشود: …might …, whereas … would …. این کار هم نشان میدهد دقیق فکر میکنی و هم جوابت را طبیعی بلند میکند.
- It depends on how much time people have. A busy nurse might grab something quick, whereas a retired teacher could enjoy cooking from scratch.بستگی دارد مردم چقدر وقت داشته باشند. یک پرستار پرمشغله شاید چیزی سریع بخورد، ولی یک معلم بازنشسته میتواند از پختن غذای کامل لذت ببرد.
- It depends on the size of the city. In a small town, a bicycle is often enough, but in a huge city you'd probably need the metro.بستگی دارد شهر چقدر بزرگ باشد. در شهر کوچک اغلب دوچرخه کافی است، ولی در شهر خیلی بزرگ احتمالاً به مترو نیاز داری.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها
۱. در جملهی شرطی خیالی معمولاً بعد از if نه would میآید و نه will: If I had time … (نه If I would have time)؛ فقط در درخواست مؤدبانه میشود گفت If you would wait here, …. ۲. maybe قید است («شاید») و فعل ندارد: Maybe he's tired. وقتی فعل میخواهی، دو کلمه میشود: He may be tired. ۳. «بستگی دارد به» میشود depends on، نه depends to. ۴. کلمههای مطلق مثل all، always، nobody را در جوابهای انتزاعی کمتر به کار ببر؛ most، often و tend to امنترند.
متن شنیداری: Two big questions
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Examiner: Why do you think so many people struggle to get enough sleep nowadays? Lucy: Hard to say for sure, but I'd imagine screens play a big part. Chances are most people check their phones in bed, and that could keep their brains active. It might also be work stress, though it probably depends on the person. Take my cousin, who works night shifts: she can't sleep properly, whatever she does. Examiner: If cars were not allowed in the city centre, what difference might it make? Lucy: I think the air would be cleaner and the streets would be much quieter. If I were a resident there, I'd welcome it. It could even help small shops, since more people would walk past them. On the other hand, older people might find it hard to get around, so the city would have to provide good buses.
ترجمهی فارسی
ممتحن: به نظرت چرا امروزه اینهمه آدم برای خوابیدنِ کافی مشکل دارند؟ لوسی: با قطعیت نمیشود گفت، ولی حدس میزنم صفحهنمایشها نقش بزرگی دارند. به احتمال زیاد بیشتر مردم توی تخت گوشی نگاه میکنند و این میتواند مغزشان را فعال نگه دارد. شاید هم استرس کار باشد، هرچند احتمالاً به آدم بستگی دارد. دخترخالهام را در نظر بگیرید که شیفت شب کار میکند: هر کاری بکند درست نمیخوابد. ممتحن: اگر ورود خودرو به مرکز شهر ممنوع بود، چه فرقی میکرد؟ لوسی: فکر میکنم هوا پاکتر و خیابانها خیلی ساکتتر میشد. اگر ساکن آنجا بودم، از آن استقبال میکردم. حتی میتوانست به مغازههای کوچک کمک کند، چون آدمهای بیشتری از جلوی آنها پیاده رد میشدند. از طرف دیگر، سالمندان شاید رفتوآمد را سخت مییافتند، پس شهر باید اتوبوسهای خوب فراهم میکرد.
درسهای این بخش: صحبت کردن: ادامهی مسیر (B1 تا B2)
- صحبت B1: مقایسهی دو چیز؛ شباهت، تفاوت و ترجیح
- صحبت B1: تعریف یک تجربهی گذشته (شروع، ماجرا، احساس، نتیجه)
- صحبت B2: حدس زدن، فرض کردن و نرمتر حرف زدن