ساختارهای B1
شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
First and second conditionals
«اگر فردا باران بیاید» با «اگر پولدار بودم» فرق دارد. یاد بگیر کی If + حال ساده و will، و کی If + گذشته و would بگویی، و چرا بعد از if معمولاً will نمیآید.
گام ۱ از ۴
شرطی نوع اول: احتمال واقعی در آینده
وقتی چیزی واقعاً ممکن است اتفاق بیفتد: If + حال ساده، will + فعل ساده. با اینکه معنی آینده است، بعد از if حال ساده میآید، نه will.
- If it rains tomorrow, we'll stay at home.اگر فردا باران بیاید، خانه میمانیم.
- If you don't hurry, you'll miss the bus.اگر عجله نکنی، به اتوبوس نمیرسی.
- I'll call you if I hear any news.اگر خبری شد، به تو زنگ میزنم.
گام ۲ از ۴
شرطی نوع دوم: موقعیت خیالی یا بعید
وقتی دربارهی حال یا آیندهای خیالی یا خیلی بعید حرف میزنیم: If + گذشتهی ساده، would + فعل ساده. شکل گذشته اینجا معنی گذشته ندارد؛ یعنی «واقعی نیست». برای نصیحت هم If I were you رایج است.
- If I had more free time, I'd learn the setar.اگر وقت آزاد بیشتری داشتم، سهتار یاد میگرفتم.
- If I won the lottery, I'd buy a house by the sea.اگر لاتاری میبردم، خانهای کنار دریا میخریدم.
- If I were you, I'd take the job.اگر جای تو بودم، آن کار را قبول میکردم.
گام ۳ از ۴
مقایسه
| Type | if-clause | main clause | Meaning |
|---|---|---|---|
| First | If it rains, | we'll stay at home. | ممکن و واقعی |
| Second | If I had a car, | I'd drive you home. | خیالی؛ الان ماشین ندارم |
گام ۴ از ۴
خبر خوب و خبر بد برای فارسیزبانها
خبر خوب: شرطی نوع دوم شبیه فارسی است؛ «اگر ماشین داشتم، میرساندمت» هم فعل گذشته دارد. خبر بد: چون «اگر فردا» معنی آینده دارد، خیلیها میگویند If it will rain ✗. بعد از if (در معنی شرط) will نگذار: If it rains. در نوشتن، اگر جمله با if شروع شود، بعد از بخش شرط ویرگول بگذار.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best