ساختارهای B1
جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
Relative clauses: defining and non-defining
فارسی برای همهچیز «که» دارد؛ انگلیسی پنج انتخاب دارد. یاد بگیر کی ویرگول بگذاری، کی that ممنوع است و چرا «کتابی که خریدمش» در انگلیسی it نمیگیرد.
گام ۱ از ۴
تعریفی (defining): بدون ویرگول
جملهوارهی تعریفی مشخص میکند منظورمان «کدام» آدم یا چیز است و بدون آن جمله ناقص میشود. برای آدم who یا that، برای شیء which یا that. اگر ضمیر موصولی مفعول باشد، میشود حذفش کرد.
- The woman who lives next door is a pilot.زنی که خانهی بغلی زندگی میکند خلبان است.
- This is the book (that) I told you about.این همان کتابی است که دربارهاش به تو گفتم.
- I have a friend whose father is a chef.دوستی دارم که پدرش آشپز است.
گام ۲ از ۴
غیرتعریفی (non-defining): با ویرگول
جملهوارهی غیرتعریفی فقط اطلاعات اضافه میدهد؛ میدانیم دربارهی کیست و اگر حذفش کنیم جمله کامل میماند. بین دو ویرگول میآید، that در آن ممنوع است و ضمیر را نمیشود حذف کرد.
- My brother, who lives in Canada, is visiting us next month.برادرم که در کانادا زندگی میکند، ماه بعد به دیدنمان میآید.
- Tabriz, where my mother was born, is famous for its bazaar.تبریز، که مادرم آنجا به دنیا آمده، به خاطر بازارش معروف است.
- He passed all his exams, which surprised everyone.همهی امتحانهایش را قبول شد و این همه را غافلگیر کرد.
گام ۳ از ۴
کدام ضمیر برای چه؟
| Pronoun | Used for | Defining | Non-defining |
|---|---|---|---|
| who | آدم | ✓ | ✓ |
| which | شیء و حیوان | ✓ | ✓ |
| that | آدم و شیء | ✓ | ✗ |
| whose | مالکیت (…ـش) | ✓ | ✓ |
| where | مکان | ✓ | ✓ |
گام ۴ از ۴
دو خطای کلاسیک فارسیزبانها
۱. ضمیر تکراری: در فارسی میگوییم «لپتاپی که هفتهی پیش خریدمش» و آن «ـش» را به انگلیسی میبریم: the laptop that I bought it ✗. ضمیر موصولی خودش جای مفعول را پر میکند: the laptop (that) I bought. ۲. چون «که» فارسی همهجا میآید، that را در جملهوارهی ویرگولدار هم میگذاریم: My sister, that is a nurse ✗؛ درستش who است.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best