ساختارهای B1
-ing یا to + فعل؟
Gerund or infinitive?
enjoy swimming ولی want to swim؛ stop smoking با stop to smoke فرق دارد. فعلهای پرکاربرد را با الگویشان یاد بگیر و از خطای «for learning» خلاص شو.
گام ۱ از ۴
فعلهای پرکاربرد و الگویشان
| + -ing | + to + verb |
|---|---|
| enjoy, finish, avoid, mind | want, decide, hope, plan |
| suggest, keep, consider, practise | agree, refuse, promise, offer |
| can't stand, give up, look forward to | manage, afford, learn, would like |
گام ۲ از ۴
بعد از حرف اضافه همیشه -ing
بعد از هر حرف اضافه (in، at، about، of، without، before، after) فعل -ing میگیرد. حواست باشد to در look forward to و be used to حرف اضافه است، نه بخشی از مصدر. برای گفتن «هدف» (برای اینکه...) از to + فعل استفاده کن، نه for + -ing.
- She's interested in learning Chinese.به یاد گرفتن چینی علاقه دارد.
- I'm looking forward to seeing you.مشتاق دیدنت هستم.
- I went to the bank to get some money.رفتم بانک تا پول بگیرم.
گام ۳ از ۴
فعلهایی که با هر دو میآیند ولی معنی عوض میشود
stop + -ing یعنی کاری را ترک کردن؛ stop + to یعنی ایستادن برای انجام کاری. remember/forget + -ing دربارهی خاطرهی کاری است که انجام شده؛ remember/forget + to دربارهی کاری است که باید انجام شود. try + -ing یعنی امتحان کردن یک راه؛ try + to یعنی تلاش کردن برای کاری سخت.
- He stopped smoking last year.پارسال سیگار را ترک کرد.
- He stopped to buy some bread.ایستاد تا نان بخرد.
- Remember to lock the door!یادت باشد در را قفل کنی!
گام ۴ از ۴
چرا فارسیزبانها اینجا اشتباه میکنند؟
در فارسی بعد از همهی این فعلها التزامی میآید («دوست دارم بروم»، «تصمیم گرفتم بروم»)، پس سرنخی برای انتخاب نداریم و باید هر فعل را با الگویش حفظ کنیم. خطای پرتکرار دیگر «برای یاد گرفتن» است: I came here for learning English ✗ ← I came here to learn English.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best