ساختارهای B1
نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
Advice and suggestions: should, had better, why don't you
از پیشنهاد ملایم (How about…؟) تا نصیحت (should، If I were you) و هشدار (had better): یاد میگیری هر کدام را کجا بگویی، بعد از had better و suggest چرا to نمیآید، و چرا فارسیزبانها نباید برای هر توصیهای must بگویند.
گام ۱ از ۵
از ملایم تا قوی
| Strength | Structure | Example | معنی |
|---|---|---|---|
| ملایم (پیشنهاد) | Why don't you + verb? / How about + -ing? / You could + verb | Why don't you ask your teacher? | از معلمت بپرسی چطور است؟ |
| متوسط (نصیحت) | should / ought to + verb / If I were you, I'd + verb / I suggest (that) you + verb | You ought to get more sleep. | بهتر است بیشتر بخوابی. |
| قوی (هشدار) | had better ('d better) + verb | You'd better take a coat. It's freezing outside. | بهتر است کت بپوشی. بیرون یخبندان است. |
گام ۲ از ۵
should، ought to، If I were you و suggest
should و ought to تقریباً هممعنیاند و نظر تو را دربارهی کار درست میگویند. بعد از should فعل ساده میآید و to ندارد، ولی ought همیشه با to میآید. برای نصیحتِ شخصیتر بگو If I were you, I'd + فعل ساده. بعد از suggest هم یا (that) you + فعل ساده میآید یا -ing.
- I think you should apologise to her.فکر میکنم باید از او عذرخواهی کنی.
- If I were you, I'd buy the blue one.اگر جای تو بودم، آن آبی را میخریدم.
- I suggest (that) you take a break.پیشنهاد میکنم کمی استراحت کنی.
- I suggest taking the earlier train.پیشنهاد میکنم با قطار زودتر برویم.
گام ۳ از ۵
had better: هشدار، وگرنه مشکلی پیش میآید
'd better یعنی «بهتر است ...، وگرنه اتفاق بدی میافتد». معمولاً قویتر از should است و بیشتر برای هشدار و کارهای فوری به کار میرود. با اینکه had شکل گذشته است، معنیاش حال یا آینده است. بعدش فعل ساده بدون to میآید و منفیاش had better not است.
- You'd better leave now, or you'll miss the train.بهتر است همین حالا راه بیفتی، وگرنه به قطار نمیرسی.
- We'd better not wake the baby.بهتر است بچه را بیدار نکنیم.
- I'd better go. My bus is coming.بهتر است بروم. اتوبوسم دارد میآید.
گام ۴ از ۵
نصیحت خواستن و جواب دادن
- What should I do?چه کار کنم؟
- Do you think I should tell him?فکر میکنی باید به او بگویم؟
- What would you do in my place?جای من بودی چه کار میکردی؟
- That's a good idea. I'll try that.فکر خوبی است. امتحانش میکنم.
- Hmm, I'm not sure that would work.نمیدانم این جواب بدهد.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: to اضافی و «باید» برای همهچیز
بعد از had better و بعد از I suggest you فعل ساده میآید و to نمیآید: You had better go ✓ و I suggest you go ✓، نه had better to go ✗ و suggest you to go ✗. فکر نکن مثل want to و advise you to است؛ آنها to میخواهند، ولی suggest این ساختار را نمیپذیرد. دام دوم: «باید» در فارسی برای همهی قدرتها یک کلمه است، اما You must learn English در انگلیسی شبیه دستور است. برای نصیحت بگو You should… یا Why don't you…؟ و برای هشدار 'd better. If I was you هم در گفتار رایج است، ولی در نوشتار محتاطانه If I were you بهتر است.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best