ساختارهای B1
should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
Past modals: should have, could have, needn't have
برای پشیمانی، انتقاد و امکانِ از دست رفته در گذشته: should have، shouldn't have، could have، might have و needn't have + اسم مفعول. فرق needn't have با didn't need to، تلفظ should've، و چرا «I should went» و «should of» غلطاند.
گام ۱ از ۵
ساختار: modal + have + اسم مفعول (V3)
برای حرف زدن دربارهی گذشته، modal را با have و اسم مفعول (V3) میآوریم. فاعل هرچه باشد شکل جمله عوض نمیشود. should have یعنی «باید/بهتر بود بکنم، ولی نکردم» (پشیمانی یا انتقاد)، و shouldn't have یعنی «نباید میکردم، ولی کردم». بعد از have فعل ساده یا گذشتهی ساده نمیآید.
- I should have saved more money last year.باید پارسال پول بیشتری پسانداز میکردم.
- We shouldn't have stayed up so late.نباید اینقدر دیر بیدار میماندیم.
- You should have worn a coat. It's freezing.باید کت میپوشیدی. هوا یخزده است.
گام ۲ از ۵
پنج شکل، پنج معنی
| Form | معنی | Example |
|---|---|---|
| should have + V3 | باید میکردم/میکردی، ولی نکردم/نکردی | I should have left earlier. |
| shouldn't have + V3 | نباید میکردم/میکردی، ولی کردم/کردی | I shouldn't have believed him. |
| could have + V3 | امکانش بود، ولی اتفاق نیفتاد | We could have gone by bus, but we walked. |
| might have + V3 | شاید اتفاق افتاده باشد؛ نمیدانیم | Where's Alex? He might have missed the train. |
| needn't have + V3 | کاری کردیم که لازم نبود | You needn't have brought a gift. |
گام ۳ از ۵
could have و might have: امکان از دست رفته یا «شاید»
could have یعنی در گذشته امکانش بود، اما انجام نشد؛ برای انتقاد از کسی یا برای گفتن خطری که از آن گذشتیم. might have برای چیزی است که نمیدانیم اتفاق افتاده یا نه («شاید»). حدس قطعیتر (must have، can't have) در درس سطح B2 با عنوان modals of deduction میآید و اینجا لازم نیست.
- You could have called me. I was so worried.میتوانستی به من زنگ بزنی. خیلی نگران بودم.
- The car nearly hit us. We could have been hurt.ماشین نزدیک بود به ما بزند. ممکن بود آسیب ببینیم.
- I can't find my wallet. I might have dropped it on the bus.کیف پولم را پیدا نمیکنم. شاید در اتوبوس از دستم افتاده باشد.
گام ۴ از ۵
needn't have یا didn't need to؟
needn't have + V3 یعنی کاری را انجام دادیم، ولی بعداً معلوم شد لازم نبود. didn't need to فقط میگوید لازم نبود، و معمولاً (نه همیشه) منظور این است که آن کار را انجام ندادیم. در انگلیسی آمریکایی بیشتر didn't have to و didn't need to شنیده میشود و needn't have کمی بریتانیاییتر یا رسمیتر به نظر میآید.
- We needn't have left so early. The road was empty.لازم نبود اینقدر زود راه بیفتیم. جاده خالی بود.
- We didn't need to leave early, so we had a slow breakfast.لازم نبود زود راه بیفتیم، برای همین صبحانه را آرام خوردیم.
- You needn't have cooked so much. There are only four of us.لازم نبود اینقدر غذا بپزی. فقط چهار نفریم.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: «باید میرفتم» و should of
در فارسی «باید میرفتم» و «باید رفته بودم» با فعل گذشته ساخته میشوند، برای همین خیلیها در انگلیسی هم فعل گذشته میگذارند: I should went ✗ ← I should have gone ✓. وقتی دربارهی گذشته حرف میزنیم، بعد از should، could و might باید have + V3 بیاید. خطای دوم از گوش میآید: در گفتار should have تقریباً /ˈʃʊd əv/ شنیده میشود (should've) و شبیه should of است، ولی نوشتن should of غلط است. همیشه should have یا should've بنویس؛ برای could have و might have هم همینطور.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best