ساختارهای B1
صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
-ed / -ing adjectives and the order of adjectives
bored یا boring؟ من حوصلهام سر رفته (bored) یا کسلکنندهام (boring)؟ تفاوت صفتهای احساس و عامل را یاد میگیری و ترتیب ثابت صفتها قبل از اسم را هم میآموزی، مثلاً چرا میگوییم a small wooden box و نه a wooden small box.
گام ۱ از ۵
-ed: احساس آدم؛ -ing: چیزی که آن احساس را ایجاد میکند
صفتهایی مثل bored و boring از یک فعل ساخته شدهاند. شکل -ed میگوید یک آدم چه احساسی دارد. شکل -ing میگوید چه کسی یا چه چیزی آن احساس را ایجاد میکند. پس برای «حوصلهام سر رفته» میگوییم I'm bored و برای «این درس کسلکننده است» میگوییم The lesson is boring.
- I was bored because the lesson was boring.حوصلهام سر رفت، چون درس کسلکننده بود.
- She's interested in history. She thinks it's an interesting subject.او به تاریخ علاقه دارد. فکر میکند موضوع جالبی است.
- The match was exciting, and everyone in the stadium was excited.مسابقه هیجانانگیز بود و همهی تماشاگران هیجانزده بودند.
گام ۲ از ۵
جفتهای پرکاربرد
| Feeling (-ed) | Cause (-ing) | معنی |
|---|---|---|
| bored | boring | کسل / کسلکننده |
| interested | interesting | علاقهمند / جالب |
| excited | exciting | هیجانزده / هیجانانگیز |
| surprised | surprising | متعجب / شگفتآور |
| tired | tiring | خسته / خستهکننده |
| worried | worrying | نگران / نگرانکننده |
گام ۳ از ۵
ترتیب صفتها قبل از اسم
وقتی دو یا سه صفت قبل از یک اسم میآیند، ترتیب معمولیشان این است: نظر، اندازه، سن، شکل، رنگ، منشأ، جنس و بعد اسم. نظر (lovely) اول میآید و جنس (wooden) به اسم نزدیکتر است. در جای سن و شکل منابع کمی اختلاف دارند، ولی بقیهی ترتیب ثابت است. معمولاً بیشتر از سه صفت پشتسر هم نمیگذاریم. بعد از فعل to be ترتیب آزادتر است و صفتها را معمولاً با and وصل میکنیم: The house is old and lovely.
- a lovely old stone houseیک خانهی سنگی قدیمی و دوستداشتنی
- a big round tableیک میز گرد بزرگ
- a new black Italian jacketیک کاپشن ایتالیایی مشکی نو
گام ۴ از ۵
هفت دستهی صفت و بعد اسم
| Order | Category | Examples |
|---|---|---|
| 1 | Opinion | lovely, ugly, comfortable, delicious |
| 2 | Size | big, tiny, tall, long |
| 3 | Age | old, new, modern, young |
| 4 | Shape | round, square, flat |
| 5 | Colour | red, dark green, grey |
| 6 | Origin | Persian, Turkish, Italian |
| 7 | Material | wooden, cotton, silver, leather |
| 8 | Noun | table, jacket, carpet |
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: I'm boring ✗ و جای صفتها
در فارسی برای احساس معمولاً عبارتهای جدا داریم (حوصلهام سر رفته، علاقه دارم) و برای عامل ساختهایی مثل -کننده و -انگیز، برای همین دو شکل انگلیسی کمتر شبیه یک واژه به نظر میرسند و ممکن است -ing را برای هر دو به کار ببریم. I'm boring یعنی «من آدم کسلکنندهای هستم»؛ اگر حوصلهات سر رفته، بگو I'm bored ✓. همین قاعده برای annoyed/annoying و confused/confusing هم هست. در فارسی صفتها بعد از اسم میآیند و ترتیبشان معمولاً انعطاف بیشتری دارد، اما در انگلیسی ترتیب ثابت است: a small wooden box ✓، نه a wooden small box ✗.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best