ساختارهای B1
مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best
Comparisons: much / a bit, twice as ... as, by far the best
فراتر از taller than: بگو تفاوت کم است یا زیاد (a bit، much)، چیزی دو برابر یا نصف است (twice as … as)، یا با فاصلهی زیاد بهترین است (by far the best). با the same as، similar to و different from هم آشنا میشوی و دامهایی مثل more taller و the same like را کنار میگذاری.
گام ۱ از ۵
برابر، شبیه و متفاوت
| Structure | Example | معنی |
|---|---|---|
| not as + صفت + as | Tehran isn't as cold as Tabriz in winter. | تهران در زمستان به سردیِ تبریز نیست. |
| the same (+ اسم) as | Harry has the same birthday as me. | هری همان روز تولد من را دارد. |
| similar to | Her accent is similar to her mother's. | لهجهاش شبیه لهجهی مادرش است. |
| different from | This café is different from the one we visited last year. | این کافه با آنی که پارسال رفتیم فرق دارد. |
گام ۲ از ۵
تفاوت زیاد یا کم: much / far / a lot و a bit / slightly
قبل از صفت تفضیلی میتوانیم اندازهی تفاوت را بگوییم. تفاوت زیاد: much، far یا a lot. تفاوت کم: a bit، a little یا slightly. کلمهی very قبل از صفت تفضیلی نمیآید.
- The new bridge is far safer than the old one.پل جدید خیلی امنتر از پل قدیمی است.
- I feel a lot better today.امروز خیلی بهترم.
- This route is slightly longer, but it's less busy.این مسیر کمی طولانیتر است، ولی شلوغی کمتری دارد.
گام ۳ از ۵
نسبتها: twice as … as، half as … as
برای «دو برابر»، «سه برابر» و «نصف» از as + صفت + as استفاده میکنیم: twice as big as، three times as … as، half as … as. اینجا than نمیآید. بعد از as دوم، جملهواره یا ضمیر مالکی (ours، theirs) میآید.
- This suitcase is half as heavy as that one.این چمدان نصف آن یکی سنگین است.
- A taxi costs about three times as much as the bus.تاکسی تقریباً سه برابر اتوبوس هزینه دارد.
گام ۴ از ۵
by far the … و one of the …
by far را قبل از the + صفت عالی میگذاریم تا نشان دهیم فاصلهی زیادی با بقیه هست. one of the + صفت عالی + اسم جمع هم یعنی «یکی از ...»؛ اسم بعد از آن جمع است، نه مفرد.
- Mount Damavand is by far the highest mountain in Iran.دماوند با فاصلهی زیاد بلندترین کوه ایران است.
- Kate is one of the funniest people I know.کیت یکی از بامزهترین آدمهایی است که میشناسم.
- This is one of the best restaurants in town.این یکی از بهترین رستورانهای شهر است.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: more taller، very bigger، the same like
صفت انگلیسی معمولاً یا -er (-est) میگیرد یا more (most)، نه هر دو: taller ✓ و more beautiful ✓، ولی more taller ✗ و the most tallest ✗. «خیلی بزرگتر» را هم very bigger ✗ نگو؛ much bigger ✓. «مثل» در the same یعنی as، نه like: the same as ✓، the same like ✗. برای فرق هم different from امنترین انتخاب است؛ different to در انگلیسی بریتانیایی و different than بیشتر در انگلیسی آمریکایی شنیده میشود. بعد از one of the هم اسم جمع بگذار: one of the best films ✓، نه one of the best film ✗.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best