ساختارهای B1

a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد

Quantifiers: a few, both, neither, most

فرق a few با few و a little با little، استفاده‌ی both و either و neither برای دو چیز، و all و most و some و none (of) برای گروه‌های بزرگ‌تر. با plenty of و enough، هماهنگی فعل، و دام فارسی‌زبان‌ها: «کم» برای هر دو معنی و فعل منفی بعد از neither.

B1سطح
گرامرمهارت
۱۱′دقیقه
۱۵تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

کم و زیاد: a few، few، a little، little، plenty of، enough

Wordبا کدام اسممعنیExample
a fewشمردنی جمعچند تا؛ مثبت، یعنی کافی استTake a few biscuits for the journey.
fewشمردنی جمعتقریباً هیچ؛ منفی، یعنی کم استFew people live in this village now.
a littleنشمردنیکمی؛ مثبتThere's a little rice left. Do you want some?
littleنشمردنیتقریباً هیچ؛ منفیThere is little traffic on Fridays.
plenty ofهر دوبیشتر از کافی (معمولاً در جمله‌ی مثبت)There's plenty of food, so please help yourselves.
enoughهر دوکافی؛ قبل از اسم می‌آیدWe have enough chairs for everyone.

گام ۲ از ۵

a few یا few؟ فرق در نگاه گوینده است

a few و a little مثبت‌اند: «چند تا / کمی، ولی کافی». few و little (بدون a) منفی‌اند: «تقریباً هیچ، کم و ناکافی». حتی اگر مقدار یکی باشد، نگاه گوینده فرق می‌کند. very few و very little هم منفی‌اند، ولی quite a few یعنی «نسبتاً زیاد»! در گفتار روزمره معمولاً به‌جای few و little از not many و not much استفاده می‌کنند، و few و little رسمی‌تر به نظر می‌آیند.

  • She speaks a little Arabic, so she can order food.کمی عربی بلد است، پس می‌تواند غذا سفارش بدهد.
  • She speaks little Arabic, so she needs a guide.تقریباً عربی بلد نیست، پس راهنما لازم دارد.
  • We've been to quite a few countries.به کشورهای نسبتاً زیادی رفته‌ایم.

گام ۳ از ۵

both، either، neither: فقط برای دو چیز

WordمعنیالگوExample
bothهر دوboth + اسم جمع؛ both of + the/my/themBoth of my brothers live abroad.
eitherهر کدام از دو (فرقی ندارد)؛ در جمله‌ی منفی: «هیچ‌کدام از دو»either + اسم مفرد؛ either of + اسم جمعEither bus goes to the city centre. / I can't find either key.
neitherهیچ‌کدام از دوneither + اسم مفرد؛ neither of + اسم جمعNeither answer is correct.

گام ۴ از ۵

all، most، some، none (of) و هماهنگی فعل

both، either و neither فقط برای دو نفر یا دو چیزند؛ برای سه تا یا بیشتر از all، most، some و none استفاده کن. وقتی درباره‌ی همه‌ی آدم‌ها یا چیزها به‌طور کلی حرف می‌زنیم of نمی‌آید: Most people like music. وقتی گروه مشخصی را می‌گوییم، of + the/my/these یا ضمیر (them) لازم است و most of people غلط است. فعل با اسمی که بعد از of می‌آید هماهنگ می‌شود. بعد از neither of + اسم جمع، فعل مفرد استاندارد است (Neither of the hotels was cheap)، ولی در گفتار فعل جمع هم زیاد شنیده می‌شود و کاربرد یکدست نیست؛ none of + اسم جمع هم هر دو شکل را دارد و فعل مفرد رسمی‌تر است.

  • Most people in my family drink tea in the afternoon.بیشتر افراد خانواده‌ام بعدازظهر چای می‌نوشند.
  • Most of the guests were my cousins.بیشتر مهمان‌ها پسرعمو و دخترعمو بودند.
  • Some of the milk is still fresh.مقداری از شیر هنوز تازه است.
  • None of the shops were open on Friday morning.هیچ‌کدام از مغازه‌ها صبح جمعه باز نبودند.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: «کم» و فعل منفی بعد از neither

۱. فارسی برای هر دو معنی از «کم»، «کمی» و «چند تا» استفاده می‌کند و جمله‌ی «کمی وقت دارم» می‌تواند مثبت یا منفی باشد. در انگلیسی باید انتخاب کنی: I have a little time (کمی دارم و کافی است) در برابر I have little time (تقریباً ندارم). اگر a را جا بیندازی، معنی را عوض کرده‌ای: I have few friends یعنی دوست زیادی ندارم! ۲. a little فقط با اسم نشمردنی و a few فقط با اسم شمردنی جمع می‌آید: a little friends ✗. ۳. در فارسی «هیچ‌کدام نیامدند» فعل منفی دارد، ولی در انگلیسی neither، none و nobody خودشان منفی‌اند و فعل مثبت می‌آید: Neither of them didn't come ✗ ← Neither of them came.

شروع تمرین‌ها (۱۵ تمرین، حدود ۱۱ دقیقه) بدون ثبت‌نام هم می‌توانی تمرین کنی؛ برای ذخیره‌ی پیشرفت وارد شو.

درس‌های این بخش: ساختارهای B1

  1. جمله‌واره‌های موصولی: who، which، that، whose، where
  2. شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
  3. مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده می‌شود»
  4. نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
  5. ‎-ing یا to + فعل؟
  6. کلمه‌های ربط: تضاد، علت و نتیجه
  7. have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
  8. سؤال مؤدبانه و question tag: «می‌دانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
  9. should have، could have، needn't have: «باید می‌کردم»
  10. a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
  11. so و such: «آن‌قدر ... که» و «تا اینکه»
  12. نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
  13. صفت‌های ‎-ed و ‎-ing و ترتیب صفت‌ها
  14. مقایسه‌ی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best