ساختارهای B1
a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
Quantifiers: a few, both, neither, most
فرق a few با few و a little با little، استفادهی both و either و neither برای دو چیز، و all و most و some و none (of) برای گروههای بزرگتر. با plenty of و enough، هماهنگی فعل، و دام فارسیزبانها: «کم» برای هر دو معنی و فعل منفی بعد از neither.
گام ۱ از ۵
کم و زیاد: a few، few، a little، little، plenty of، enough
| Word | با کدام اسم | معنی | Example |
|---|---|---|---|
| a few | شمردنی جمع | چند تا؛ مثبت، یعنی کافی است | Take a few biscuits for the journey. |
| few | شمردنی جمع | تقریباً هیچ؛ منفی، یعنی کم است | Few people live in this village now. |
| a little | نشمردنی | کمی؛ مثبت | There's a little rice left. Do you want some? |
| little | نشمردنی | تقریباً هیچ؛ منفی | There is little traffic on Fridays. |
| plenty of | هر دو | بیشتر از کافی (معمولاً در جملهی مثبت) | There's plenty of food, so please help yourselves. |
| enough | هر دو | کافی؛ قبل از اسم میآید | We have enough chairs for everyone. |
گام ۲ از ۵
a few یا few؟ فرق در نگاه گوینده است
a few و a little مثبتاند: «چند تا / کمی، ولی کافی». few و little (بدون a) منفیاند: «تقریباً هیچ، کم و ناکافی». حتی اگر مقدار یکی باشد، نگاه گوینده فرق میکند. very few و very little هم منفیاند، ولی quite a few یعنی «نسبتاً زیاد»! در گفتار روزمره معمولاً بهجای few و little از not many و not much استفاده میکنند، و few و little رسمیتر به نظر میآیند.
- She speaks a little Arabic, so she can order food.کمی عربی بلد است، پس میتواند غذا سفارش بدهد.
- She speaks little Arabic, so she needs a guide.تقریباً عربی بلد نیست، پس راهنما لازم دارد.
- We've been to quite a few countries.به کشورهای نسبتاً زیادی رفتهایم.
گام ۳ از ۵
both، either، neither: فقط برای دو چیز
| Word | معنی | الگو | Example |
|---|---|---|---|
| both | هر دو | both + اسم جمع؛ both of + the/my/them | Both of my brothers live abroad. |
| either | هر کدام از دو (فرقی ندارد)؛ در جملهی منفی: «هیچکدام از دو» | either + اسم مفرد؛ either of + اسم جمع | Either bus goes to the city centre. / I can't find either key. |
| neither | هیچکدام از دو | neither + اسم مفرد؛ neither of + اسم جمع | Neither answer is correct. |
گام ۴ از ۵
all، most، some، none (of) و هماهنگی فعل
both، either و neither فقط برای دو نفر یا دو چیزند؛ برای سه تا یا بیشتر از all، most، some و none استفاده کن. وقتی دربارهی همهی آدمها یا چیزها بهطور کلی حرف میزنیم of نمیآید: Most people like music. وقتی گروه مشخصی را میگوییم، of + the/my/these یا ضمیر (them) لازم است و most of people غلط است. فعل با اسمی که بعد از of میآید هماهنگ میشود. بعد از neither of + اسم جمع، فعل مفرد استاندارد است (Neither of the hotels was cheap)، ولی در گفتار فعل جمع هم زیاد شنیده میشود و کاربرد یکدست نیست؛ none of + اسم جمع هم هر دو شکل را دارد و فعل مفرد رسمیتر است.
- Most people in my family drink tea in the afternoon.بیشتر افراد خانوادهام بعدازظهر چای مینوشند.
- Most of the guests were my cousins.بیشتر مهمانها پسرعمو و دخترعمو بودند.
- Some of the milk is still fresh.مقداری از شیر هنوز تازه است.
- None of the shops were open on Friday morning.هیچکدام از مغازهها صبح جمعه باز نبودند.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: «کم» و فعل منفی بعد از neither
۱. فارسی برای هر دو معنی از «کم»، «کمی» و «چند تا» استفاده میکند و جملهی «کمی وقت دارم» میتواند مثبت یا منفی باشد. در انگلیسی باید انتخاب کنی: I have a little time (کمی دارم و کافی است) در برابر I have little time (تقریباً ندارم). اگر a را جا بیندازی، معنی را عوض کردهای: I have few friends یعنی دوست زیادی ندارم! ۲. a little فقط با اسم نشمردنی و a few فقط با اسم شمردنی جمع میآید: a little friends ✗. ۳. در فارسی «هیچکدام نیامدند» فعل منفی دارد، ولی در انگلیسی neither، none و nobody خودشان منفیاند و فعل مثبت میآید: Neither of them didn't come ✗ ← Neither of them came.
درسهای این بخش: ساختارهای B1
- جملهوارههای موصولی: who، which، that، whose، where
- شرطی نوع اول و دوم: واقعی یا خیالی؟
- مجهول: «ساخته شد»، «فرستاده میشود»
- نقل قول غیرمستقیم: گفت که...، پرسید که...
- -ing یا to + فعل؟
- کلمههای ربط: تضاد، علت و نتیجه
- have / get something done: «موهایم را کوتاه کردم»
- سؤال مؤدبانه و question tag: «میدانید ایستگاه کجاست؟» و «مگه نه؟»
- should have، could have، needn't have: «باید میکردم»
- a few، few، both، neither، most: مقدار و تعداد
- so و such: «آنقدر ... که» و «تا اینکه»
- نصیحت و پیشنهاد: should، had better، Why don't you…؟
- صفتهای -ed و -ing و ترتیب صفتها
- مقایسهی پیشرفته: much taller، twice as big، by far the best