افعال عبارتی B1

out (۱): بیرون رفتن، خارج شدن، تمام شدن

OUT (1): exit, leave, disappear

out یعنی «از داخل به بیرون». از معنی تحت‌اللفظی (go out، get out of، take out) به «بیرون رفتن از یک گروه» (drop out) و «تمام شدن و از بین رفتن» (run out of، sell out، die out، put out).

B1سطح
واژگانمهارت
۱۰′دقیقه
۱۴تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

ده فعل با out در معنی «بیرون» و «تمام شدن»

Phrasal verbمعنیمثال
go outبرای تفریح بیرون رفتنWe go out on Thursday nights.
get out (of sth)بیرون آمدن، پیاده شدن (ماشین)Get out of the car carefully.
come outمنتشر یا اکران شدنHer new book comes out in May.
take sth outبیرون آوردن، بیرون بردنCan you take the rubbish out?
eat outبیرون (رستوران) غذا خوردنWe rarely eat out these days.
drop out (of sth)ترک تحصیل کردن، کنار کشیدنHe dropped out of college.
run out (of sth)تمام شدن، ته کشیدن (موجودی)We've run out of bread.
put sth outخاموش کردن (آتش)They put the fire out quickly.
sell outتمام شدن (بلیت، کالا)The tickets sold out in an hour.
die outمنقرض شدن، از بین رفتنMany old customs are dying out.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی out: از داخل به بیرون، و بعد «دیگر نیست»

۱. تحت‌اللفظی، خروج از یک فضا: go out (از خانه)، get out of the car، take the rubbish out. ۲. خروج از یک گروه یا نظام: drop out of school (از مدرسه بیرون افتادن). ۳. بیرون آمدن و دیده شدن: come out (کتاب یا فیلم به بازار می‌آید؛ آفتاب درمی‌آید). ۴. وقتی چیزی کاملاً بیرون رفت، دیگر نیست: run out of milk (شیر تمام شد)، sell out (بلیت تمام شد)، die out (منقرض شد)، put out a fire (آتش خاموش شد)، the lights went out (چراغ‌ها خاموش شدند). پس out دو چهره دارد: «بیرون» و «تمام».

  • Take your phone out of your pocket.گوشی‌ات را از جیبت دربیاور. (خروج)
  • Her first album came out in 2021.اولین آلبومش در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. (دیده شدن)
  • We've run out of sugar.شکرمان تمام شده. (دیگر نیست)

گام ۳ از ۳

دام‌های رایج و معادل‌های رسمی

۱. «شیرمان تمام شده» = We've run out of milk؛ of را جا نینداز (run out milk غلط است). ۲. eat out یعنی رستوران رفتن، ولی eat outside یعنی غذا خوردن در فضای باز. go out هم یعنی تفریح، ولی go outside فقط یعنی «به حیاط یا خیابان رفتن». ۳. از ماشین و تاکسی get out of، ولی از اتوبوس و قطار get off. ۴. آتش را put out می‌کنیم، ولی چراغ و تلویزیون را turn off. ۵. در رایتینگ رسمی: run out of → exhaust / run short of، drop out → withdraw (from)، die out → become extinct، come out → be published / be released.

متن شنیداری: Plans for tonight

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Oliver: Do you want to go out tonight? Chloe: I'd love to, but we've almost run out of money this month. Let's not eat out again. Oliver: Fair enough. But the new superhero film comes out today, and tickets are half price on Tuesdays. Chloe: They probably sold out hours ago. Oliver: Let me check. No, there are still a few left. Chloe: Great. Before we leave, can you take out the rubbish? The kitchen smells. Oliver: Sure. And don't forget to put out the candle in the living room. Chloe: Done. By the way, my brother wants to drop out of university and become a film critic. Oliver: Ha! Tell him video shops have died out, but critics haven't, not yet. Chloe: Come on, let's get out of here before it starts raining.

ترجمه‌ی فارسی

الیور: می‌خواهی امشب برویم بیرون؟ کلویی: خیلی دوست دارم، ولی این ماه پولمان تقریباً تمام شده. بیا دوباره بیرون غذا نخوریم. الیور: قبول. ولی آن فیلم ابرقهرمانی جدید امروز اکران می‌شود و سه‌شنبه‌ها بلیت‌ها نصف قیمت است. کلویی: احتمالاً ساعت‌ها پیش بلیت‌ها تمام شده. الیور: بگذار نگاه کنم. نه، هنوز چندتایی مانده. کلویی: عالی است. قبل از رفتن، می‌شود زباله‌ها را بیرون ببری؟ آشپزخانه بو گرفته. الیور: حتماً. یادت نرود شمع اتاق نشیمن را هم خاموش کنی. کلویی: انجام شد. راستی، برادرم می‌خواهد دانشگاه را ول کند و منتقد فیلم شود. الیور: ها! به او بگو ویدیوکلوب‌ها از بین رفته‌اند، ولی منتقدها نه، فعلاً نه. کلویی: زود باش، بیا قبل از اینکه باران بگیرد از اینجا برویم.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B1

  1. out (۱): بیرون رفتن، خارج شدن، تمام شدن
  2. out (۲): فهمیدن، حل کردن، کامل انجام دادن
  3. off: جدا شدن، قطع و لغو، راه افتادن
  4. on: ادامه دادن، پوشیدن و روشن کردن
  5. down: پایین آمدن، کم شدن، از کار افتادن، ثبت کردن
  6. back: برگشتن، پس دادن، به گذشته