افعال عبارتی B1

out (۲): فهمیدن، حل کردن، کامل انجام دادن

OUT (2): discover, solve, complete

out یعنی «از پنهان به آشکار»: find out، figure out، work out، point out، turn out. بهترین گروه برای تمرین جایگزین‌های رسمی در رایتینگ: find out → discover، sort out → resolve، carry out → conduct.

B1سطح
واژگانمهارت
۱۱′دقیقه
۱۳تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

ده فعل با out در معنی «آشکار کردن و حل کردن»

Phrasal verbمعنی (معادل رسمی)مثال
find sth outفهمیدن، خبردار شدن (discover)I found out the truth yesterday.
figure sth/sb outسر درآوردن، حل کردن (understand / solve)I can't figure this app out.
work sth outحساب کردن، راه‌حل پیدا کردن (calculate / solve)Let's work out the total cost.
point sth outاشاره کردن، تذکر دادن (indicate / note)She pointed out a small error.
turn outمعلوم شدن، از آب درآمدن (prove to be)The test turned out to be easy.
sort sth outمرتب کردن، حل‌وفصل کردن (resolve)Don't worry, I'll sort it out.
carry sth outانجام دادن تحقیق یا طرح (conduct)They carried out an experiment.
stand outبه چشم آمدن (be noticeable)Bright colours stand out.
try sth outامتحان کردن چیز تازه (test)I tried out a new recipe.
hand sth outپخش کردن (distribute)He handed out the tickets.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی out: از پنهان به آشکار

در درس قبل out یعنی «از داخل به بیرون». حالا همان تصویر را ذهنی کن: چیزی که پنهان یا نامعلوم بود، بیرون می‌آید و معلوم می‌شود. ۱. اطلاعات پنهان بیرون می‌آید: find out (فهمیدن)، the truth came out (حقیقت فاش شد)، turn out (معلوم شدن). ۲. راه‌حل از دل مسئله بیرون می‌آید: figure out، work out (حل کردن یا حساب کردن)، sort out (مرتب و حل کردن). ۳. چیزی را بیرون می‌کشی تا دیگران ببینند: point out (نشان دادن، تذکر دادن)، stand out (بیرون زدن از جمع). ۴. کار تا انتها بیرون آورده و انجام می‌شود: carry out a plan، try out (امتحان کامل). و پخش کردن به بیرون، بین آدم‌ها: hand out. الگوی turn out: turn out to be + صفت، یا It turned out that + جمله.

  • I found out that the shop closes at five on Fridays.فهمیدم مغازه جمعه‌ها ساعت پنج بسته می‌شود.
  • Can you work out how much we owe?می‌توانی حساب کنی چقدر بدهکاریم؟
  • The new manager turned out to be very friendly.مدیر جدید خیلی خوش‌برخورد از آب درآمد.

گام ۳ از ۳

یک فعل، دو معنی؛ و اسپیکینگ در برابر رایتینگ

۱. work out دو معنی پرکاربرد دارد: «حل کردن یا حساب کردن» و «ورزش کردن» (I work out at the gym). از بافت بفهم. ۲. ضمیر را فراموش نکن: figure it out، sort it out، work it out (نه figure out it). ۳. «تحقیق کردن» را do a research ننویس؛ بگو carry out research یا do research. ۴. این گروه بهترین تمرین برای عوض کردن لحن است: در اسپیکینگ بگو I found out that…، در رایتینگ بنویس Researchers discovered that…. ولی carry out و point out در رایتینگ هم کاملاً پذیرفته‌اند: As the author points out, …

متن شنیداری: The website problem

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Mr Walker: Ella, did you find out why the website crashed last night? Ella: Not yet, but I think I've figured out where the problem is. Mr Walker: Good. Can you sort it out by Monday? Ella: I'll try. We need to carry out a few more tests first. Mr Walker: Fine. Oh, and Tom pointed out a mistake in the price list. Ella: Yes, it turned out that the prices were in dollars, not rials. Mr Walker: Ah, that explains the angry emails. What about the new design? Ella: I think we should try it out with a few customers next week. The orange buttons really stand out. Mr Walker: Agreed. Can you hand out the test plan at tomorrow's meeting? Ella: Sure. And then we can work out the budget together.

ترجمه‌ی فارسی

آقای واکر: الا، فهمیدی چرا دیشب سایت از کار افتاد؟ الا: هنوز نه، ولی فکر کنم فهمیده‌ام مشکل کجاست. آقای واکر: خوب است. می‌توانی تا دوشنبه درستش کنی؟ الا: سعی‌ام را می‌کنم. اول باید چند آزمایش دیگر انجام بدهیم. آقای واکر: باشد. راستی، تام به یک اشتباه در فهرست قیمت‌ها اشاره کرد. الا: بله، معلوم شد قیمت‌ها به دلار بوده، نه ریال. آقای واکر: آهان، پس ایمیل‌های عصبانی برای همین بود. طراحی جدید چه شد؟ الا: به نظرم هفته‌ی بعد آن را با چند مشتری امتحان کنیم. دکمه‌های نارنجی واقعاً به چشم می‌آیند. آقای واکر: موافقم. می‌توانی برنامه‌ی آزمایش را در جلسه‌ی فردا پخش کنی؟ الا: حتماً. بعد هم می‌توانیم با هم بودجه را حساب کنیم.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B1

  1. out (۱): بیرون رفتن، خارج شدن، تمام شدن
  2. out (۲): فهمیدن، حل کردن، کامل انجام دادن
  3. off: جدا شدن، قطع و لغو، راه افتادن
  4. on: ادامه دادن، پوشیدن و روشن کردن
  5. down: پایین آمدن، کم شدن، از کار افتادن، ثبت کردن
  6. back: برگشتن، پس دادن، به گذشته