belt
UK/belt/
US/belt/
معنی belt به فارسی
۱کمربند
Meaning of belt
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 CLOTHES noun [C] A2
a long thin band that you wear around the middle of your body to hold your trousers up
فارسیکمربند
-
These trousers are big, so I need a belt.
این شلوار گشاد است، برای همین کمربند لازم دارم.
همآیندها collocations- a leather belt
- a wide belt
- wear a belt
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با belt
- seat belt کمربند ایمنیزندگی روزمره: خانه، خرید، رفتوآمد و احساسات
- conveyor belt نوار نقالهی چمدانفرودگاه و پرواز
- commuter belt حومهی خوابگاهی، شهرها و شهرکهای اطراف یک شهر بزرگ (که ساکنانشان هر روز برای کار به شهر رفتوآمد میکنند)شهرنشینی
- tighten your belt خرج را کم کردن؛ کمربند را محکمتر بستناصطلاحها: پول و ارزش