bid

noun B2
UK/bɪd/ US/bɪd/

معنی bid به فارسی

۱درخواست رسمی (مثلاً برای میزبانی)؛ تلاش برای به دست آوردن چیزی

Meaning of bid

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 FORMAL ATTEMPT noun [C] B2

    an effort to get the right to do or have something, often asked for in a formal way

    فارسیدرخواست رسمی (مثلاً برای میزبانی)؛ تلاش برای به دست آوردن چیزی

    • The city made a successful bid to host the next Olympic Games.

      این شهر با موفقیت برای میزبانی دوره‌ی بعدی بازی‌های المپیک درخواست داد.

    هم‌آیندها collocations
    • a bid to host
    • make a bid for
    • a successful bid
    • an Olympic bid

    هم‌معنی attempt, try, effort واژه‌های تعریف formal

پشتیبانی