bill
UK/bɪl/
US/bɪl/
معنی bill به فارسی
۱قبض؛ صورتحساب۲اسکناس
Meaning of bill
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MONEY OWED noun [C] A2
a paper or message that shows how much money you must pay for something
فارسیقبض؛ صورتحساب
-
Our electricity bill was very high last month.
قبض برق ما ماه پیش خیلی زیاد بود.
همآیندها collocations- electricity bill
- pay the bill
- phone bill
- Can we have the bill, please?
-
-
2 PAPER MONEY noun [C] A2
a printed paper note that you use as money to pay for things
فارسیاسکناس
-
Tom found a five dollar bill in his jacket pocket.
تام یک اسکناس پنج دلاری در جیب کتش پیدا کرد.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با bill
- Could I have the bill, please? لطفاً صورتحساب را بیاورید.جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- How much is the rent per month, and are bills included? اجاره ماهی چقدر است و قبضها هم شامل آن میشود؟اجاره و مسکن
- I think there's a mistake with the bill فکر میکنم در صورتحساب اشتباهی هسترستوران و کافه
- split the bill صورتحساب را بین چند نفر تقسیم کردنرستوران و کافه
- foot the bill هزینه را پرداخت کردن؛ خرج را به عهده گرفتناصطلاحها: پول و ارزش
- a clean bill of health تأییدِ سلامت کامل (از طرف پزشک)سلامت