high
UK/haɪ/
US/haɪ/
معنی high به فارسی
۱بلند، مرتفع۲بالا، زیاد
Meaning of high
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 TALL adjective A1
going up a long way from the ground, or far above the ground
فارسیبلند، مرتفع
-
Damavand is a very high mountain.
دماوند کوه بسیار بلندی است.
همآیندها collocations- a high price
- high school
هممعنی tall متضاد low
-
-
2 MORE THAN USUAL adjective A2
large in amount, number or level; more than is usual
فارسیبالا، زیاد
-
The price of this old carpet is very high.
قیمت این فرش قدیمی خیلی بالاست.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با high
- high school دبیرستانواژههای پایهی A2 (۱)
- high temperature تب (دمای بدن بالا)پزشک و داروخانه
- in high spirits سرحال و شاد؛ با روحیهی عالیاصطلاحها: احساسات و حالوهوا
خانوادهی واژه
- height
- highly
- highway
- raise