hour
UK/ˈaʊə/
US/ˈaʊər/
معنی hour به فارسی
۱ساعت (شصت دقیقه)
Meaning of hour
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SIXTY MINUTES noun [C] A1
a time of sixty minutes; there are many of them in a day
فارسیساعت (شصت دقیقه)
-
The flight takes two hours.
پرواز دو ساعت طول میکشد.
همآیندها collocations- an hour
- half an hour
- for hours
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با hour
- rush hour ساعت شلوغی (ساعت اوج ترافیک)حملونقل و آدرسپرسی
- put in the hours ساعتها وقت و زحمت گذاشتن؛ به اندازهی کافی کار یا تمرین کردناصطلاحها: کار و تلاش
- contact hours ساعتهای حضور در کلاس (با استاد)دانشگاه و پذیرش در خارج
- at the eleventh hour در ساعت آخر، در آخرین فرصت (برای تصمیم یا توافق)اصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- the 24-hour news cycle چرخهی خبری ۲۴ ساعته (پخش پیوستهی خبر)رسانه
خانوادهی واژه
- hourly