mouth
UK/maʊθ/
US/maʊθ/
معنی mouth به فارسی
۱دهان
Meaning of mouth
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FACE noun [C] A1
the part of your face that you use to eat, drink and speak
فارسیدهان
-
Don't talk with food in your mouth.
با غذا در دهان حرف نزن.
-
Don't talk with your mouth full.
با دهان پر حرف نزن.
همآیندها collocations- open your mouth
- close your mouth
- cover your mouth
- with your mouth full
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با mouth
- word of mouth تبلیغ دهانبهدهان؛ توصیهی دوستان و آشنایانتبلیغات
- live from hand to mouth دستبهدهان زندگی کردن؛ با درآمد روزانه بدون پسانداز گذراندناصطلاحها: پول و ارزش
- put your money where your mouth is حرفت را با عمل (و خرج) ثابت کناصطلاحها: پول و ارزش