name
UK/neɪm/
US/neɪm/
معنی name به فارسی
۱اسم، نام۲نام گذاشتن، نامیدن
Meaning of name
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WORD FOR SOMEONE noun [C] A1
the word or words that people use to call a person, place, or thing
فارسیاسم، نام
-
What is your name?
اسمت چیست؟
همآیندها collocations- first name
- full name
- What's your name?
-
-
2 GIVE WORD verb [T] B1
to give a person, animal, or thing a word to be called by
فارسینام گذاشتن، نامیدن
-
Tom and Emma want to name their new dog Max.
تام و اما میخواهند اسم سگ جدیدشان را مکس بگذارند.
هممعنی call
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با name
- first name اسم کوچک، نامواژههای پایهی A2 (۲)
- last name نام خانوادگیواژههای پایهی A2 (۲)
- I have a reservation under the name Smith رزروی به نام اسمیت دارمهتل و اقامت
- name after (کسی را) به نام دیگری نامگذاری کردنافعال عبارتی: روابط با دیگران (B1)
- make a name for yourself اسم و رسم پیدا کردن؛ شناخته شدناصطلاحها: موفقیت، شکست و شانس
خانوادهی واژه
- named
- nameless
- namely
- rename