order
معنی order به فارسی
۱سفارش (غذا یا کالا)۲سفارش دادن۳ترتیب
Meaning of order
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FOOD OR THINGS noun [C] A1
a request to a restaurant or shop for food or things you want to buy
فارسیسفارش (غذا یا کالا)
-
Can I take your order, please?
میتوانم سفارشتان را بگیرم؟
همآیندها collocations- take an order
- place an order
- an online order
هممعنی request
-
-
2 ASK FOR verb [T] [I] A2
to ask for food, a drink or something to buy
فارسیسفارش دادن
-
Are you ready to order, or do you need more time?
آمادهاید سفارش بدهید یا به زمان بیشتری نیاز دارید؟
هممعنی request
-
-
3 ARRANGEMENT noun [U] A2
the way things are put one after another or in their right places
فارسیترتیب
-
Please put the words in the right order.
لطفاً کلمات را به ترتیب درست بگذارید.
هممعنی sequence
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با order
- Are you ready to order? آمادهاید سفارش بدهید؟رستوران و کافه
- This isn't what I ordered این چیزی نیست که من سفارش دادمرستوران و کافه
- order in (غذا را) سفارش دادن تا به خانه بیاورندافعال عبارتی: غذا و خوردن (B1)
- out of order خراب است (از کار افتاده؛ برای دستگاه یا وسیلهی عمومی)پست، ارسال و تعمیرات
- in order to برای اینکه، بهمنظورپیوندها و انسجام
- standing order دستور پرداخت دورهای با مبلغ ثابتبانک و پول
- a tall order کار بسیار دشوار؛ توقعی بسیار زیاداصطلاحها: کار و تلاش
خانوادهی واژه
- orderly
- disorder
- ordered
- reorder