seat
معنی seat به فارسی
۱صندلی، جا (برای نشستن)۲نشاندن، جا دادن۳گنجایش نشستن داشتن
Meaning of seat
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PLACE TO SIT noun [C] A2
a chair or other place where one person can sit, like on a bus or in a theatre
فارسیصندلی، جا (برای نشستن)
-
Excuse me, is this seat free?
ببخشید، این صندلی خالی است؟
همآیندها collocations- take a seat
- a window seat
- the front seat
هممعنی place
-
-
2 SIT SOMEONE verb [T] A2
to show someone where to sit, or to help them sit down
فارسینشاندن، جا دادن
-
The waiter seated us near the window.
گارسون ما را کنار پنجره نشاند.
-
-
3 HAVE SPACE verb [T] A2
to have enough places for a number of people to sit
فارسیگنجایش نشستن داشتن
-
The hall seats five hundred people.
این سالن گنجایش پانصد نفر نشسته را دارد.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با seat
- window seat صندلی کنار پنجرهفرودگاه و پرواز
- aisle seat صندلی کنار راهروفرودگاه و پرواز
- Is this seat taken? این صندلی جای کسی است؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- seat belt کمربند ایمنیزندگی روزمره: خانه، خرید، رفتوآمد و احساسات
- Could I change my seat? میتوانم صندلیام را عوض کنم؟فرودگاه و پرواز
- take a back seat عقب نشستن؛ نقش کمرنگتری داشتن (و رهبری را به دیگری سپردن)اصطلاحها: کار و تلاش