sign
معنی sign به فارسی
۱تابلو، علامت (راهنما)۲نشانه۳امضا کردن
Meaning of sign
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PUBLIC NOTICE noun [C] A2
a flat board with words or pictures that you see outside, telling drivers and people what to do
فارسیتابلو، علامت (راهنما)
-
The sign says you can't park here.
روی تابلو نوشته که اینجا نمیشود پارک کرد.
همآیندها collocations- a road sign
- a stop sign
هممعنی notice
-
-
2 CLUE noun [C] A2
something that shows that a thing is true or will happen
فارسینشانه
-
Dark clouds are often a sign of rain.
ابرهای تیره اغلب نشانه باران هستند.
-
-
3 WRITE NAME verb [T] A2
to write your name on a paper to show that you agree
فارسیامضا کردن
-
Please sign your name at the bottom of the page.
لطفاً نامتان را پایین صفحه امضا کنید.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با sign
- warning sign تابلوی هشداراورژانس و ایمنی
- Follow the signs to the nearest exit علامتها را تا نزدیکترین خروجی دنبال کنید.اورژانس و ایمنی
- sign up ثبتنام کردن (برای کلاس، دوره یا سایت)افعال عبارتی: درس و یادگیری (B1)
- sign in (هنگام ورود) نام و ساعت ورود را ثبت کردنافعال عبارتی: کار و دفتر (B1)
- Will someone be in to sign for it? کسی هست که تحویل بگیرد و امضا کند؟پست، ارسال و تعمیرات
- I'd like to sign up for a gym membership میخواهم برای باشگاه عضو شوم.ورزش و تناسب اندام
- a sign of the times نشانهی وضع روزگاراصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- sign off on (رسماً) تأیید و امضا کردنافعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
خانوادهی واژه
- signify
- signature