sorry
UK/ˈsɒri/
US/ˈsɑːri/
comparative sorriersuperlative sorriest
معنی sorry به فارسی
Meaning of sorry
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 APOLOGISING adjective be sorry (that/for) A2
feeling sad or unhappy because you did something wrong or caused a problem
-
I'm sorry I'm late.
ببخشید دیر کردم.
همآیندها collocations- I'm sorry
- sorry for
- sorry about
واژههای تعریف ashamed
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با sorry
- Sorry, I didn't catch that ببخشید، متوجه نشدم (درست نشنیدم).جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- Sorry to interrupt, but ببخشید که حرفتان را قطع میکنم، اما ...محل کار و جلسهها
- Sorry for the late reply بابت دیر جواب دادن عذر میخواهم.ایمیل و پیامها
- Sorry for the misunderstanding بابت سوءتفاهم ببخشید.ایمیل و پیامها
- Sorry, I didn't see your message ببخشید، پیامت را ندیدم.شبکههای اجتماعی