thing
معنی thing به فارسی
۱چیز۲موضوع، مطلب۳اوضاع، اوضاع و احوال
Meaning of thing
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 OBJECT noun [C] A1
an object or something that is not named, because you do not know or need its name
فارسیچیز
-
I have many things in my bag.
چیزهای زیادی در کیفم دارم.
همآیندها collocations- the first thing
- a good thing
- things to do
واژههای تعریف object
-
-
2 IDEA OR FACT noun [C] A2
something that you say, think, know or talk about
فارسیموضوع، مطلب
-
The first thing to know is that the shop closes at six.
اولین چیزی که باید بدانید این است که مغازه ساعت شش بسته میشود.
هممعنی matter
-
-
3 LIFE SITUATION noun [pl] A2
the way life is for someone at this time
فارسیاوضاع، اوضاع و احوال
-
Things are very good at my new school.
اوضاع در مدرسه جدید من خیلی خوب است.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با thing
- all things considered با در نظر گرفتن همهی جوانبتکههای استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط
- shake things up تغییرات اساسی ایجاد کردن، فضا را عوض کردناصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- The thing about ... is that نکتهی (فلان چیز) این است کهحملونقل
- All things considered, I would say that با در نظر گرفتن همهی جنبهها، میگویم که ...سالمندی
خانوادهی واژه
- something
- anything
- everything
- nothing