thing

noun A1
UK/θɪŋ/ US/θɪŋ/

معنی thing به فارسی

۱چیز۲موضوع، مطلب۳اوضاع، اوضاع و احوال

Meaning of thing

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 OBJECT noun [C] A1

    an object or something that is not named, because you do not know or need its name

    فارسیچیز

    • I have many things in my bag.

      چیزهای زیادی در کیفم دارم.

    هم‌آیندها collocations
    • the first thing
    • a good thing
    • things to do

    واژه‌های تعریف object

  2. 2 IDEA OR FACT noun [C] A2

    something that you say, think, know or talk about

    فارسیموضوع، مطلب

    • The first thing to know is that the shop closes at six.

      اولین چیزی که باید بدانید این است که مغازه ساعت شش بسته می‌شود.

    هم‌معنی matter

  3. 3 LIFE SITUATION noun [pl] A2

    the way life is for someone at this time

    فارسیاوضاع، اوضاع و احوال

    • Things are very good at my new school.

      اوضاع در مدرسه جدید من خیلی خوب است.

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با thing

خانواده‌ی واژه

پشتیبانی