too
UK/tuː/
US/tuː/
معنی too به فارسی
۱هم، همچنین (آخر جمله)۲بیش از حد، خیلی (زیاد)
Meaning of too
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 AS WELL adverb A1
used at the end of a sentence to say that it is the same for one more person or thing
فارسیهم، همچنین (آخر جمله)
-
Jake is hungry, and I'm hungry too.
جیک گرسنه است، من هم گرسنهام.
همآیندها collocations- me too
- you too
هممعنی also
-
-
2 MORE THAN NEEDED adverb + adj/adv A2
more than is good, right or wanted
فارسیبیش از حد، خیلی (زیاد)
-
This blue shirt is too big for me.
این پیراهن آبی برای من خیلی بزرگ است.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با too
- too good to be true آنقدر خوب که باورکردنی نیست (احتمالاً کلک است)تبلیغات
- Is it too late to change modules? برای عوض کردن واحدها دیر شده؟دانشگاه و پذیرش در خارج
- rely too heavily on tourism بیشازحد به گردشگری وابسته بودنگردشگری