wake
UK/weɪk/
US/weɪk/
-ing wakingpast wokehe/she/it wakespast participle woken
معنی wake به فارسی
۱بیدار شدن، بیدار کردن
Meaning of wake
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 STOP SLEEPING verb [I/T] A2
to stop sleeping, or to make someone stop sleeping
فارسیبیدار شدن، بیدار کردن
-
I usually wake up at 6 o'clock.
معمولاً ساعت ۶ بیدار میشوم.
همآیندها collocations- wake up
- wake someone up
- wake early
متضاد sleep
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با wake
- wake up بیدار شدنافعال عبارتی: خانه و روزمرگی (A2)
- in the wake of در پی، پس از (معمولاً حادثهای مهم)عبارتهای تصویری امن برای نوشتار