walk
UK/wɔːk/
US/wɔːk/
-ing walkingpast walkedhe/she/it walkspast participle walked
معنی walk به فارسی
۱راه رفتن، پیاده رفتن۲پیادهروی، قدم زدن
Meaning of walk
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ON LEGS verb [I] A1
to move along on your legs, one step after another, and not by bus, car or bike
فارسیراه رفتن، پیاده رفتن
-
I walk to work every day.
هر روز پیاده به سر کار میروم.
همآیندها collocations- walk to school
- go for a walk
- walk the dog
متضاد ride
-
-
2 FOR FUN noun [C] A1
a time when you go along slowly outside, step by step, to enjoy yourself or get some exercise
فارسیپیادهروی، قدم زدن
-
We went for a walk in the park after dinner.
بعد از شام در پارک قدم زدیم.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با walk
- It's about a ten-minute walk حدود ده دقیقه پیادهروی است.حملونقل و آدرسپرسی
- within walking distance در فاصلهی پیادهرویاجاره و مسکن
- walk on eggshells با احتیاط بسیار رفتار کردن تا طرف ناراحت نشوداصطلاحها: آدمها و روابط
- walk out (در اعتراض) محل را ترک کردن، دست از کار کشیدنافعال عبارتی: جامعه و زندگی عمومی (B2)
- walk a fine line روی لبهی باریک راه رفتن، میان دو خطر تعادل نگه داشتنعبارتهای تصویری امن برای نوشتار
خانوادهی واژه
- walker
- walking