world
UK/wɜːld/
US/wɜːrld/
معنی world به فارسی
۱دنیا، جهان۲دنیا، عرصه
Meaning of world
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 EARTH noun [C, usually singular] A1
the earth and all the countries and people on it
فارسیدنیا، جهان
-
I want to travel around the world.
میخواهم دور دنیا سفر کنم.
همآیندها collocations- around the world
- the whole world
- in the world
-
-
2 GROUP OF PEOPLE noun [C, usually singular] A2
a special area of life or work, and the people in it
فارسیدنیا، عرصه
-
Tom works in the world of music and loves his job.
تام در دنیای موسیقی کار میکند و عاشق کارش است.
هممعنی domain
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با world
- It's a small world! دنیا چقدر کوچک است!گپوگفت و معاشرت
- on top of the world سرِحال و خوشبخت؛ احساس اینکه دنیا را داریاصطلاحها: احساسات و حالوهوا
- the best of both worlds مزایای هر دو حالت را با هم داشتناصطلاحها و تکههای طبیعی برای Speaking (با احتیاط)
- worlds apart کاملاً متفاوت؛ از زمین تا آسمان فاصله دارندجهانیشدن
خانوادهی واژه
- worldwide
- worldly