اسم، مقدار، مقایسه
قید حالت: quick یا quickly؟
Adverbs of manner: quick or quickly?
صفت اسم را توصیف میکند و قید فعل را: a careful driver / drive carefully. قیدهای بیقاعده (well، fast، hard، late)، فرق hard و hardly، جای قید بعد از مفعول (She speaks English well) و فعلهایی مثل look و feel که صفت میگیرند.
گام ۱ از ۵
صفت برای اسم، قید برای فعل
صفت میگوید یک آدم یا چیز چطور است (a slow driver)؛ قید حالت میگوید کاری چطور انجام میشود (He drives slowly). بیشتر قیدها با اضافه کردن ly به صفت ساخته میشوند. املا: y بعد از همخوان میشود ily (easy ← easily، happy ← happily)؛ صفتهایی که به le ختم میشوند، e را میاندازند و y میگیرند (gentle ← gently، terrible ← terribly).
- She's a careful driver. She drives carefully.رانندهی بااحتیاطی است. با احتیاط رانندگی میکند.
- The exam was easy. I passed it easily.امتحان آسان بود. راحت قبول شدم.
- Please close the door quietly. The baby is asleep.لطفاً در را آرام ببند. بچه خواب است.
گام ۲ از ۵
قیدهای بیقاعده و یک دام
| Adjective | Adverb | مثال |
|---|---|---|
| good | well | She sings well. |
| fast | fast | He runs fast. (نه fastly) |
| hard | hard | They work hard. |
| late | late | The train arrived late. |
| early | early | I got up early. |
| — | hardly = تقریباً هیچ | I can hardly hear you. (یعنی بهزور میشنوم) |
گام ۳ از ۵
جای قید: بعد از مفعول
قید حالت معمولاً بعد از فعل میآید، ولی اگر فعل مفعول داشته باشد، بعد از مفعول. فعل و مفعولش را از هم جدا نکن: فعل + مفعول + قید.
- She speaks English well.انگلیسی را خوب صحبت میکند.
- He opened the box slowly.جعبه را آهسته باز کرد.
- The children are playing happily in the garden.بچهها با خوشحالی در حیاط بازی میکنند.
گام ۴ از ۵
look، feel، sound، smell، taste + صفت
این فعلها حالت فاعل را توصیف میکنند، نه نحوهی انجام کار را؛ پس بعدشان صفت میآید، نه قید. be، get و become هم همینطورند.
- You look tired today.امروز خسته به نظر میرسی.
- This soup tastes delicious.این سوپ خوشمزه است.
- Your plan sounds great.برنامهات عالی به نظر میرسد.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: «خوب حرف میزند»
در فارسی صفت و قید معمولاً یک کلمهاند: «غذای خوب» و «خوب حرف میزند»، «ماشین تند» و «تند میراند». برای همین میگوییم He speaks good ✗ یا She drives careful ✗؛ درستش speaks well و drives carefully است. اشتباه دوم جای قید است: در «انگلیسی را خوب صحبت میکند» قید قبل از فعل است و ما در انگلیسی آن را درست بعد از فعل میچسبانیم: She speaks well English ✗ ← She speaks English well. سومی: hardly را قید hard خیال نکن؛ He works hardly یعنی «تقریباً کار نمیکند»!