راهبردهای خواندن
TRUE / FALSE / NOT GIVEN و YES / NO / NOT GIVEN
True/False/Not Given vs Yes/No/Not Given
سختترین سؤال ریدینگ آیلتس برای خیلیها. فرق FALSE و NOT GIVEN را با یک سؤال ساده تشخیص بده، و یاد بگیر YES/NO/NOT GIVEN دربارهی نظر نویسنده است، نه واقعیتها.
گام ۱ از ۴
TRUE / FALSE / NOT GIVEN: دربارهی اطلاعات متن
TRUE: متن همین را میگوید، معمولاً با کلمههای دیگر. FALSE: متن چیزی میگوید که با جمله در تضاد است. NOT GIVEN: متن دربارهاش چیزی نمیگوید و نمیشود فهمید درست است یا غلط. فقط متن ملاک است، نه دانش عمومی تو.
- Text: The museum opens at 9 a.m. on weekdays and at 11 a.m. at weekends.متن: موزه روزهای کاری ساعت ۹ و آخر هفتهها ساعت ۱۱ باز میشود.
- The museum opens later on Saturdays than on Mondays. → TRUEشنبه دیرتر از دوشنبه باز میشود ← درست؛ همان معنی با کلمههای دیگر.
- The museum opens at 9 a.m. every day. → FALSEهر روز ساعت ۹ ← نادرست؛ متن میگوید آخر هفته ساعت ۱۱.
- Entry to the museum is free on Sundays. → NOT GIVENیکشنبهها رایگان است ← داده نشده؛ متن دربارهی قیمت چیزی نمیگوید.
گام ۲ از ۴
YES / NO / NOT GIVEN: دربارهی نظر نویسنده
این نوع سؤال دربارهی دیدگاه و ادعای نویسنده است، نه واقعیتها. YES: نظر نویسنده همین است. NO: نویسنده خلافش را فکر میکند. NOT GIVEN: نویسنده دربارهاش نظری نداده. دنبال نشانههای نظر بگرد: In my view، I believe، should، simply wrong، That said.
- Text: In my opinion, the new bridge was a waste of money.متن: به نظر من پل جدید هدر دادن پول بود.
- The writer approves of the new bridge. → NOنویسنده پل جدید را تأیید میکند ← خیر؛ نظرش برعکس است.
- The writer thinks the bridge should be closed. → NOT GIVENنویسنده فکر میکند پل باید بسته شود ← داده نشده؛ چنین نظری نداده.
گام ۳ از ۴
FALSE یا NOT GIVEN؟ یک سؤال تعیینکننده
| Ask yourself | If yes | If no |
|---|---|---|
| آیا جملهای در متن هست که دقیقاً همین را بگوید؟ | TRUE / YES | سؤال بعدی را بپرس |
| آیا جملهای در متن هست که با این حرف در تضاد باشد؟ | FALSE / NO | NOT GIVEN |
گام ۴ از ۴
دامهای رایج
۱. دانش عمومی: «خب معلوم است که آلودگی کم میشود» ملاک نیست؛ فقط متن ملاک است. ۲. کلمهی مشترک ≠ معنی مشترک: اینکه کلمهای از جمله در متن هست، دلیل TRUE بودن نیست. ۳. کلمههای محدودکننده را زیر نظر بگیر: all، most، some، only، always، every. فرق most با all میتواند جواب را از TRUE به FALSE تغییر دهد. ۴. جوابها معمولاً به ترتیب متناند.
متن درس: What Happened When Westbridge Closed Its Streets
Three years ago, the small town of Westbridge tried an experiment. Every Friday, from 10 a.m. to 6 p.m., cars were banned from the five streets around the old market square. Buses and delivery vans were still allowed in before 10 a.m., and people with disabilities could apply for a special permit. The idea was not popular at first. In a survey carried out before the scheme began, 62 per cent of shop owners said they expected to lose customers. Some even threatened to move their businesses to the shopping centre outside town. In fact, only two shops closed during the first year, and both owners said the scheme was not the reason. According to figures published by the town council, the number of people visiting the centre on Fridays rose by 18 per cent in the first year. Air pollution on the market square fell sharply on car-free days, although it returned to normal levels on the other days of the week. In my view, these results speak for themselves. The critics who predicted that the town centre would die were simply wrong. That said, I do not believe Westbridge has found a perfect solution. Closing a few streets one day a week is a gesture, not a transport policy. If the council is serious about cleaner air, it should improve the bus service, which is still slow and unreliable, instead of celebrating one good day a week. Other towns are now watching closely, but Westbridge's success will not be easy to copy. Its centre is compact enough to cross on foot in ten minutes, and that is something many larger towns simply do not have.
ترجمهی فارسی
سه سال پیش، شهر کوچک وستبریج دست به یک آزمایش زد. هر جمعه، از ۱۰ صبح تا ۶ عصر، ورود خودرو به پنج خیابان اطراف میدان بازار قدیمی ممنوع شد. اتوبوسها و ونهای تحویل کالا هنوز تا قبل از ساعت ۱۰ صبح اجازهی ورود داشتند و افراد دارای معلولیت میتوانستند برای مجوز ویژه درخواست بدهند. این ایده اول محبوب نبود. در نظرسنجیای که پیش از شروع طرح انجام شد، ۶۲ درصد مغازهداران گفتند انتظار دارند مشتری از دست بدهند. بعضی حتی تهدید کردند که کسبوکارشان را به مرکز خرید بیرون شهر میبرند. در واقع، در سال اول فقط دو مغازه بسته شد و صاحبان هر دو گفتند دلیلش این طرح نبوده است. طبق آماری که شورای شهر منتشر کرد، تعداد کسانی که جمعهها به مرکز شهر میآمدند در سال اول ۱۸ درصد بیشتر شد. آلودگی هوا در میدان بازار در روزهای بدون خودرو بهشدت کم شد، هرچند در روزهای دیگر هفته به سطح عادی برگشت. به نظر من، این نتایج گویای همهچیز است. منتقدانی که پیشبینی میکردند مرکز شهر خواهد مرد، صاف و ساده اشتباه میکردند. با این حال، فکر نمیکنم وستبریج راهحل کاملی پیدا کرده باشد. بستن چند خیابان در یک روز هفته یک حرکت نمادین است، نه یک سیاست حملونقل. اگر شورا دربارهی هوای پاکتر جدی است، باید بهجای جشن گرفتن یک روز خوب در هفته، خدمات اتوبوس را که هنوز کند و غیرقابلاعتماد است، بهتر کند. شهرهای دیگر حالا با دقت ماجرا را زیر نظر دارند، ولی تکرار موفقیت وستبریج آسان نخواهد بود. مرکز این شهر آنقدر جمعوجور است که میشود در ده دقیقه پیاده از آن گذشت، و این چیزی است که خیلی از شهرهای بزرگتر اصلاً ندارند.
درسهای این بخش: راهبردهای خواندن
- خواندن سریع: skimming و scanning
- TRUE / FALSE / NOT GIVEN و YES / NO / NOT GIVEN