شنیدن: ادامه‌ی مسیر (B1 تا B2)

شنیدن B2: منظور واقعی گوینده؛ لحن، کنایه و حرف غیرمستقیم

Listening: speaker attitude and implied meaning

گریس و الیور درباره‌ی دفتر جدید شرکت حرف می‌زنند، ولی تقریباً هیچ‌کدام حرفشان را مستقیم نمی‌گویند. یاد می‌گیری از انتخاب کلمه، مکث، تعریفِ کم‌رنگ و ناهمخوانی حرف با موقعیت بفهمی گوینده واقعاً چه حسی دارد؛ همان مهارتی که سؤال‌های «منظور گوینده چیست؟» در آیلتس و تافل می‌سنجند.

B2سطح
شنیدنمهارت
۱۶′دقیقه
۱۸تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۶

این مهارت چه چیزی را می‌سنجد و چرا برای ما مهم است

در آیلتس (What does the man think about…?) و تافل (What does the woman imply? / Why does the man say this?) جواب معمولاً در کلمه‌های گفته‌شده نیست، در منظور گوینده است. انگلیسی‌زبان‌ها، به‌خصوص بریتانیایی‌ها، نارضایتی را اغلب غیرمستقیم می‌گویند: It was... interesting یعنی «خوشم نیامد». ما فارسی‌زبان‌ها با غیرمستقیم‌گویی و تعارف آشناییم، پس این مهارت را در زبان خودمان داریم؛ فقط نشانه‌هایش در انگلیسی فرق دارد. دام اصلی ما ترجمه‌ی کلمه‌به‌کلمه است: کسی که می‌گوید Wonderful بعد از یک خبر بد، خوشحال نیست.

گام ۲ از ۶

حرف غیرمستقیم و منظور واقعی

What you hearWhat it usually meansفارسی
It was... interesting / an experience.I didn't enjoy it (but I'm being polite).«جالب بود...» = خوشم نیامد
Well, the coffee's lovely.Praise for one small thing = the rest was poor.تعریف از یک چیز کوچک = بقیه‌اش بد بود
It's not exactly cheap / ideal.It's expensive / it's bad (softened).«ارزان که نیست» = گران است
I wouldn't go that far.No, my feeling is weaker than that.این‌قدر هم نه
Let's just say …I'll give you one detail; you can guess the rest.فقط همین را بگویم که…
I'm sure he does. / If you say so.I don't believe it / I doubt it.«حتماً!» با لحن شک
Oh, wonderful. / Brilliant. (after bad news)Annoyed: positive word + bad situation = sarcasm.«دستت درد نکنه!» وقتی ناراحتیم

گام ۳ از ۶

چهار نشانه و یک روش سه‌قدمی

نشانه‌ها: ۱) انتخاب کلمه: کلمه‌های نرم‌کننده (not exactly، a bit، I suppose) و نقل کردن حرف دیگران با لحن فاصله‌گیری («plenty of space»). ۲) ناهمخوانی: کلمه‌ی مثبت در موقعیت بد یعنی کنایه. ۳) آهنگ صدا: مکث قبل از کلمه‌ی مثبت (It was... an experience)، Well کشیده در اول جواب، آهنگ صاف و بی‌حال روی Great. ۴) جمله‌ی بعدی: معمولاً خود گوینده یا طرف مقابل منظور را روشن می‌کند. روش: پیش‌بینی کن (موقعیت خوب است یا بد؟) ← گوش بده ← این جمله را در ذهنت کامل کن: «کلمه‌ها می‌گویند …، موقعیت می‌گوید …، پس منظورش … است».

گام ۴ از ۶

نمونه‌ی فکر بلند: «جا که کافی بود…»

  • Grace: The email said there'd be "plenty of space for everyone". Oliver: Oh, there was plenty of space. If you got in before half past seven.کلمه‌ها می‌گویند جا کافی بود. ولی شرطِ بعدی (فقط اگر قبل از هفت و نیم می‌رسیدی) آن را برمی‌گرداند: بیشتر کارمندها آن ساعت نمی‌رسند.
  • Next line: "Let's just say I spent Tuesday working from the kitchen."جمله‌ی بعدی تأیید می‌کند: خود الیور میز پیدا نکرد. نتیجه: میز به اندازه‌ی کافی نبود و الیور از وعده‌ی ایمیل ناراضی است. گزینه‌ی «جا زیاد بود» دامِ معنای لفظی است.

گام ۵ از ۶

دام‌های رایج در سؤال‌های نگرش

TrapWhat it looks likeچه کنی
Literal meaningThe option repeats the speaker's positive words.بپرس: موقعیت خوب است یا بد؟
Too strong"He hates his job" when he is only mildly unhappy.شدت حس را هم بسنج؛ گزینه‌ی معتدل اغلب درست است
Wrong personMark's view is reported, not Oliver's.ببین چه کسی این نظر را دارد
Heard wordsAn option uses "quiet zone" or "carpet" but says something else.کلمه‌ی شنیده‌شده دلیل درستی گزینه نیست

گام ۶ از ۶

نکته‌ی تمرین: کلمه‌ها اول، آهنگ صدا تأیید

آهنگ صدا در هر گوینده و هر لهجه فرق دارد و گاهی کم‌رنگ است، پس جوابت را اول بر پایه‌ی کلمه‌ها و موقعیت بساز و آهنگ صدا را تأییدکننده بدان. بعد از جواب دادن، متن گفت‌وگو را بخوان و جمله‌هایی را که منظورشان غیرمستقیم بود علامت بزن؛ بعد یک بار دیگر بدون متن گوش کن و ببین مکث‌ها و تکیه‌ها را این بار می‌شنوی یا نه. این همان چرخه‌ی پیش‌بینی ← شنیدن ← بررسی ← متن ← بازبینی است.

متن شنیداری: The new office floor

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Grace: Oliver! You were in the trial group for the new floor last week, weren't you? How was it? Oliver: It was... an experience. Grace: That good, huh? Oliver: Well, the coffee machine's lovely. Grace: Right. And the desks? The email said there'd be "plenty of space for everyone". Oliver: Oh, there was plenty of space. If you got in before half past seven. Grace: So not quite what the email promised. Oliver: Let's just say I spent Tuesday working from the kitchen. On a stool. Next to the dishwasher. Grace: Oh dear. Mark seems really keen on the whole idea, though. He keeps saying it'll "bring teams together". Oliver: I'm sure he does. Mind you, Mark's got his own office, so he won't be fighting anyone for a desk. Grace: Fair point. Are you going to say anything at the feedback meeting on Friday? Oliver: I might mention one or two things. Very diplomatically. Grace: You? Diplomatic? That'll be a first. Oliver: Hey! I can be tactful when I need to be. Anyway, what about you? Are you looking forward to the move? Grace: I wouldn't go that far. I suppose the light's better up there. And I certainly won't miss this carpet. Oliver: Nobody's going to miss that carpet. Grace: But honestly, I'm a bit worried about the noise. I'm on the phone to clients half the day. Oliver: Then you should definitely come on Friday. They're looking for volunteers to test the new "quiet zone". Grace: The quiet zone? Isn't that the little room with the door that doesn't shut? Oliver: The very same. Grace: Wonderful. Well, I'll put my name down anyway. Someone's got to tell them about that door. Oliver: That's the spirit.

ترجمه‌ی فارسی

گریس: الیور! تو هفته‌ی پیش توی گروه آزمایشیِ طبقه‌ی جدید بودی، نه؟ چطور بود؟ الیور: یه... تجربه‌ای بود. گریس: که این‌قدر خوب بود، ها؟ الیور: خب، دستگاه قهوه‌اش عالیه. گریس: که این‌طور. میزها چی؟ توی ایمیل نوشته بودن «برای همه جای کافی هست». الیور: اوه، جا که کافی بود. اگه قبل از هفت و نیم می‌رسیدی. گریس: پس دقیقاً اون چیزی نبود که ایمیل قولش رو داده بود. الیور: فقط بگم که سه‌شنبه رو توی آشپزخونه کار کردم. روی یه چهارپایه. کنار ماشین ظرف‌شویی. گریس: ای وای. ولی مارک خیلی طرفدار این ایده‌ست. مدام می‌گه این کار «تیم‌ها رو به هم نزدیک می‌کنه». الیور: شکی ندارم که می‌گه. البته مارک دفتر خودش رو داره، پس قرار نیست سر میز با کسی دعوا کنه. گریس: حرف حسابیه. توی جلسه‌ی بازخورد جمعه چیزی می‌گی؟ الیور: شاید یکی دو تا نکته بگم. خیلی دیپلماتیک. گریس: تو؟ دیپلماتیک؟ این دیگه اولین بار می‌شه. الیور: هی! وقتی لازم باشه می‌تونم سیاست به خرج بدم. حالا تو چی؟ مشتاق جابه‌جایی هستی؟ گریس: این‌قدر هم نه. به نظرم نور اون بالا بهتره. و قطعاً دلم برای این موکت تنگ نمی‌شه. الیور: هیچ‌کس دلش برای اون موکت تنگ نمی‌شه. گریس: ولی راستش یه کم نگران سروصدام. نصف روز پشت تلفن با مشتری‌ها حرف می‌زنم. الیور: پس حتماً جمعه بیا. دنبال داوطلب می‌گردن که «منطقه‌ی ساکت» جدید رو امتحان کنه. گریس: منطقه‌ی ساکت؟ همون اتاق کوچیکه نیست که درش بسته نمی‌شه؟ الیور: دقیقاً همون. گریس: عالی شد. خب، به هر حال اسمم رو می‌نویسم. بالاخره یکی باید درباره‌ی اون در بهشون بگه. الیور: این شد حرف حساب.

ثبت‌نام رایگان و شروع تمرین‌ها (۱۸ تمرین، حدود ۱۶ دقیقه) کارت‌های آموزش را همین‌جا می‌خوانی؛ تمرین‌ها و ذخیره‌ی پیشرفت با ثبت‌نام (رایگان، فقط شماره‌ی موبایل) است.

درس‌های این بخش: شنیدن: ادامه‌ی مسیر (B1 تا B2)

  1. شنیدن B1: خبر رادیویی؛ تیتر، جزئیات و عددها
  2. شنیدن B1: نظر، موافقت و مخالفت؛ چه کسی چه فکر می‌کند؟
  3. شنیدن B2: یادداشت‌برداری از سخنرانی؛ کلمه‌های کلیدی و نشانه‌های ساختار
  4. شنیدن B2: منظور واقعی گوینده؛ لحن، کنایه و حرف غیرمستقیم
  5. شنیدن B2: رمزگشایی گفتار سریع؛ حذف صدا، ادغام و gonna