شنیدن: ادامهی مسیر (B1 تا B2)
شنیدن B1: نظر، موافقت و مخالفت؛ چه کسی چه فکر میکند؟
Listening: opinions, agreement and disagreement
سه همسایه دربارهی ساختن یک باغچهی مشترک بحث میکنند. یاد میگیری نظر هر نفر را جدا کنی، عبارتهایی مثل I'd say، I'm not convinced و fair point را بشناسی و از تردید، لحن و «Yes, but …» بفهمی گوینده واقعاً موافق است یا نه.
گام ۱ از ۵
نظر هر نفر را جدا یادداشت کن
در گفتوگوی چندنفره سؤال معمولاً این است: «چه کسی چه فکر میکند؟». برای هر گوینده سه چیز بشنو: نظرش (موافق، مخالف یا مردد)، دلیلش، و اینکه تا آخر نظرش عوض شد یا نه. اسمها را بنویس و کنارشان + (موافق)، − (مخالف) یا ؟ (مردد) بگذار. یک نفر میتواند همزمان دو حس داشته باشد: «ایده را دوست دارم، ولی نگران کار هستم».
گام ۲ از ۵
عبارتهای نظر، موافقت و مخالفت
| Function | Phrases | فارسی |
|---|---|---|
| Giving an opinion | I'd say … / If you ask me, … / To be honest, … | به نظرم … / اگر از من بپرسی … / راستش … |
| Strong agreement | Exactly. / Absolutely. / I'm all for it. | دقیقاً. / کاملاً. / کاملاً موافقم. |
| Agreeing, with a limit | Fair point, but … / I suppose so, but … | حرف حسابی است، ولی … / فکر کنم باشد، ولی … |
| Polite disagreement | I see what you mean, but … / I'm not so sure. | منظورت را میفهمم، ولی … / زیاد مطمئن نیستم. |
| Doubt or stronger disagreement | I'm not convinced. / I wouldn't go that far. | قانع نشدهام. / تا این حد پیش نمیروم. |
گام ۳ از ۵
لحن، مکث و تکیه: فقط کلمهها مهم نیستند
۱) بعد از Yes, but … یا I see what you mean, but … نظر واقعی بعد از but میآید و معمولاً مخالفت است. ۲) مکث و تردید (Well…، Hmm، Er…) و عبارتی مثل I suppose so یعنی موافقتِ بیمیل. ۳) تکیهی قوی روی یک کلمه اغلب نشان میدهد بعدش «اما» میآید: «I LIKE the idea, but …». ۴) Exactly یا Absolutely با لحن سریع و بلند یعنی موافقت کامل با حرفِ نفر قبلی.
- Yes, I know, but it's very expensive.بله میدانم، ولی خیلی گران است. (مخالفت نرم)
- Er... all right, if you really want to.اِ... باشه، اگر واقعاً میخواهی. (موافقت بیمیل)
گام ۴ از ۵
نمونهی تحلیل: چه کسی چه میگوید؟
- A: Let's cancel the picnic. B: Hmm, I'm not so sure. It's only a bit of cloud. C: Exactly. The forecast says it will clear up.A میخواهد پیکنیک لغو شود. B مردد است. C با B موافق است: Exactly یعنی موافق حرف نفر قبلی است، نه الزاماً موافق A.
- A: This restaurant is great. B: Yes, but it's far too noisy.B کاملاً موافق نیست. بعد از Yes, but نظر واقعیاش میآید: سروصدای زیاد.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: «I am agree»، گزارش حرف دیگران و «بله، ولی …»
۱) I am agree غلط است؛ agree فعل است و am نمیخواهد: I agree / I don't agree. (در فارسی «موافقم» صفت است و برای همین am اضافه میکنیم.) ۲) وقتی نظر کسی را گزارش میدهی و شخص مخاطب را هم نام میبری، از tell یا say to استفاده کن: He told me that… / He said to me that…؛ اگر شخص مخاطب را نمیگویی، فقط He said that… ۳) برای نظر خودت معمولاً I think، In my opinion یا I'd say میگویند؛ According to me معمولاً طبیعی نیست. ۴) در فارسی هم مخالفت گاهی نرم و غیرمستقیم گفته میشود؛ در انگلیسی هم همین است. Yes, but … و Well, I suppose … را «بله»ی کامل نشنو و منتظر ادامهی جمله بمان.
متن شنیداری: A garden behind the building
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Molly: So, the council says we can use the empty space behind our building. I think we should turn it into a vegetable garden. What do you two think? Dan: Hmm. To be honest, I'm not convinced. Who's going to look after it every week? Molly: We are! We can make a rota. And I'd say it's a great way to get to know the neighbours, too. Priya: I'm all for it, Molly. I'd love fresh tomatoes and herbs. But Dan has a point about the work. Dan: Exactly. In my last building, somebody started a garden, and after two months nobody watered it. Molly: Fair point, but this time we'll have a plan. Priya, you're good at organising. Could you make the rota? Priya: Well... I suppose so. But only if we share the jobs equally. I work late on Tuesdays and Wednesdays. Dan: And what about the cost? Soil, tools, seeds... it all adds up. Molly: I've checked. The council will give us the soil for free, so we only need tools and seeds. I'd say about a hundred and fifty pounds in total. Dan: A hundred and fifty? Hmm. That's fifty pounds each. I'm still not sure. Priya: Honestly, I think that's fair. We'd save that much on vegetables in one summer. Dan: I wouldn't go that far. But I see what you mean. Molly: So, are you in or out, Dan? Dan: Oh, all right. Let's try it for one season and see how it goes. Molly: Brilliant! So we all agree. We start in spring, we make a rota, and we each pay fifty pounds. Priya: Not quite! I haven't agreed to make the whole rota by myself. Molly: Ha, of course not. We'll do it together.
ترجمهی فارسی
مالی: خب، شورا میگوید میتوانیم از زمین خالی پشت ساختمانمان استفاده کنیم. به نظرم باید آن را به یک باغچهی سبزیجات تبدیل کنیم. شما دو نفر چه فکر میکنید؟ دن: هوم. راستش قانع نشدهام. چه کسی قرار است هر هفته از آن مراقبت کند؟ مالی: خودمان! میتوانیم نوبتبندی درست کنیم. و فکر میکنم راه خیلی خوبی برای آشنا شدن با همسایهها هم هست. پریا: من کاملاً موافقم، مالی. گوجهفرنگی و سبزی تازه خیلی دوست دارم. ولی حرف دن دربارهی کار درست است. دن: دقیقاً. در ساختمان قبلیام یک نفر باغچه درست کرد و بعد از دو ماه هیچکس آبیاریاش نکرد. مالی: حرف حسابی است، ولی این بار برنامه داریم. پریا، تو در سازماندهی خوبی. میتوانی نوبتبندی را درست کنی؟ پریا: خب... فکر کنم بتوانم. ولی فقط اگر کارها را مساوی تقسیم کنیم. من سهشنبهها و چهارشنبهها تا دیروقت کار میکنم. دن: و هزینه چه؟ خاک، ابزار، بذر... روی هم جمع میشود. مالی: بررسی کردهام. شورا خاک را رایگان میدهد، پس فقط ابزار و بذر لازم داریم. حدس میزنم روی هم حدود صد و پنجاه پوند. دن: صد و پنجاه؟ هوم. یعنی نفری پنجاه پوند. هنوز مطمئن نیستم. پریا: راستش به نظرم منصفانه است. همین مقدار را در یک تابستان از سبزیجات پسانداز میکنیم. دن: من تا این حد پیش نمیروم. ولی منظورت را میفهمم. مالی: خب، تو هستی یا نه، دن؟ دن: اوه، باشه. یک فصل امتحانش کنیم، ببینیم چطور پیش میرود. مالی: عالی! پس همه موافقیم. بهار شروع میکنیم، نوبتبندی درست میکنیم و هر کدام پنجاه پوند میدهیم. پریا: نه دقیقاً! من قبول نکردهام که کل نوبتبندی را تنهایی انجام بدهم. مالی: ها، معلوم است که نه. با هم انجامش میدهیم.
درسهای این بخش: شنیدن: ادامهی مسیر (B1 تا B2)
- شنیدن B1: خبر رادیویی؛ تیتر، جزئیات و عددها
- شنیدن B1: نظر، موافقت و مخالفت؛ چه کسی چه فکر میکند؟
- شنیدن B2: یادداشتبرداری از سخنرانی؛ کلمههای کلیدی و نشانههای ساختار