مینیدورهی شنیدن: از پایه تا B1
شنیدن B1: مکالمهی طولانیتر؛ ایدهی کلی، جزئیات و نگرش
Listening: gist, detail and attitude in a longer conversation
گفتوگوی سارا و بن را دربارهی اسبابکشی گوش کن. یاد میگیری سؤالهای «ایدهی کلی» را از سؤالهای «جزئیات» جدا کنی، بازگویی (paraphrase) را در گزینهها تشخیص بدهی و احساس گوینده را از عبارتهایی مثل to be honest بفهمی.
گام ۱ از ۴
سؤال ایدهی کلی یا سؤال جزئیات؟
سؤالهایی مثل Why is she moving? یا How does she feel? ایدهی کلی را میخواهند و جوابشان از چند جمله کنار هم درمیآید. سؤالهایی مثل What date…? یا What will happen to the sofa? جزئیات را میخواهند و جوابشان در یک جمله است. قبل از گوش دادن سؤالها را بخوان، حدس بزن چه نوع جوابی لازم است و دنبال همان باش.
گام ۲ از ۴
بازگویی: جواب درست معمولاً با کلمههای دیگر گفته میشود
| What you hear | What the option says | فارسی |
|---|---|---|
| The journey to work is killing me. | She is tired of travelling to work. | از رفتوآمد خسته شده |
| It's a lot smaller. | It isn't as big as her old flat. | به بزرگی قبلی نیست |
| Not really. | No. | نه چندان = نه (مؤدبانه) |
| I'll keep the day free. | He won't make other plans. | برنامهی دیگری نمیگذارد |
| She's changed her mind. | She doesn't want it now. | نظرش عوض شده |
گام ۳ از ۴
عبارتهایی که نگرش گوینده را نشان میدهند
honestly و to be honest معمولاً قبل از یک حقیقت ناخوشایند یا نظر شخصی میآیند. at least یعنی «دستکم» و دنبال یک نکتهی مثبت میگردد. in the end یعنی «در نهایت، روی هم رفته». actually اغلب اطلاعات قبلی را اصلاح میکند.
- It's a lot smaller, to be honest.راستش خیلی کوچکتر است. (نکتهی منفی)
- It's the twenty-first. Well, the twenty-second, actually.بیستویکم است. یعنی راستش بیستودوم. (اصلاح)
گام ۴ از ۴
دام فارسیزبانها: شکار کلمه
بسیاری از ما گزینهای را انتخاب میکنیم که همان کلمهای را دارد که شنیدیم (مثلاً sister یا cheaper). در آزمونها همین گزینه اغلب تله است. به معنی گوش کن، نه به کلمه. Not really را هم «واقعاً نه» ترجمه نکن؛ یک «نه»ی نرم و مؤدبانه است.
متن شنیداری: Moving flat
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Sara: So, I've finally decided. I'm moving out of my flat next month. Ben: Really? I thought you loved that place. It's huge! Sara: It is, and I'll miss the balcony. But honestly, the journey to work is killing me. It's over an hour each way, and the trains are always late. Ben: Right. So where are you going? Sara: There's a small flat near the river, about ten minutes' walk from the office. It's a lot smaller, to be honest. Only one bedroom. Ben: Is it cheaper, at least? Sara: Not really. The rent's about the same, maybe a little higher. But I won't need a monthly train ticket, so in the end I'll probably save a bit. Ben: Makes sense. What about all your furniture? You've got that enormous sofa. Sara: Yeah, that's the problem. I'm going to sell it. My sister wanted it at first, but she's changed her mind, so I'll put it online. Ben: Well, if you need help on moving day, just let me know. I've got a car now. Sara: Oh, that'd be brilliant, thanks. It's the twenty-first. Well, the twenty-second, actually. The landlord changed it. Ben: No problem. I'll keep the day free.
ترجمهی فارسی
سارا: خب، بالاخره تصمیمم را گرفتم. ماه بعد از آپارتمانم میروم. بن: جدی؟ فکر میکردم عاشق آنجایی. خیلی بزرگ است! سارا: هست، و دلم برای بالکنش تنگ میشود. ولی راستش رفتوآمد تا سر کار دارد مرا میکشد. هر طرف بیشتر از یک ساعت است و قطارها همیشه دیر میکنند. بن: درست. خب کجا میروی؟ سارا: یک آپارتمان کوچک نزدیک رودخانه هست، حدود ده دقیقه پیاده تا دفتر. راستش خیلی کوچکتر است. فقط یک اتاقخواب. بن: دستکم ارزانتر است؟ سارا: نه چندان. اجارهاش تقریباً همان است، شاید کمی بیشتر. ولی دیگر بلیت ماهانهی قطار لازم ندارم، پس در نهایت احتمالاً کمی پسانداز میکنم. بن: منطقی است. با این همه وسیله چه میکنی؟ آن مبل غولپیکر را داری. سارا: آره، مشکل همین است. میخواهم بفروشمش. خواهرم اولش میخواستش، ولی نظرش عوض شد، پس آگهیاش را اینترنتی میگذارم. بن: خب، اگر روز اسبابکشی کمک لازم داشتی، فقط خبرم کن. حالا ماشین دارم. سارا: اوه، عالی میشود، ممنون. بیستویکم است. یعنی راستش بیستودوم. صاحبخانه عوضش کرد. بن: مشکلی نیست. آن روز را خالی نگه میدارم.
درسهای این بخش: مینیدورهی شنیدن: از پایه تا B1
- شنیدن A1: اسم، شمارهتلفن و ساعت
- شنیدن A1: پیام صوتی و اعلامیهی کوتاه
- شنیدن A2: قرار گذاشتن؛ اول ایدهی کلی، بعد جزئیات
- شنیدن A2: وقتی گوینده حرفش را عوض میکند
- شنیدن B1: مکالمهی طولانیتر؛ ایدهی کلی، جزئیات و نگرش
- شنیدن B1: سایهگویی و دیکته برای فهم گفتار سریع