۴۰ واژهB2پلاس

صفت‌ها و قیدهای آکادمیک

Academic adjectives and adverbs

این کارت‌ها صفت‌ها و قیدهایی هستند که توصیف‌های دقیق می‌سازند (a considerable amount، rise steadily، fundamentally different). هر کلمه با اسم‌ها یا فعل‌هایی که معمولاً با آن می‌آید همراه شده است. به یادداشت‌های فارسی دقت کنید: بسیاری از اشتباه‌ها از ترجمه‌ی «خیلی» با very یا big به‌جای قید و صفت مناسب می‌آید. چند قید برای توصیف نمودار (sharply، steadily، gradually) در Writing Task 1 هم مفیدند.

  1. widespread adjective · /ˈwaɪdspred/

    گسترده، رایج (در بسیاری از مکان‌ها یا میان بسیاری از مردم)

    Speaking · Writing

    قبل از اسم می‌آید: widespread concern. با big یا large نمی‌توان جایش را گرفت: a big concern در آکادمیک ضعیف‌تر است و widespread گستردگی در جامعه را نشان می‌دهد.

    There is widespread concern that young people are spending too much time on their phones.

    نگرانی گسترده‌ای وجود دارد که جوانان وقت زیادی را پای تلفن‌هایشان می‌گذرانند.

    • widespread concern
    • widespread use
    • widespread support
    • widespread belief
  2. inevitable adjective · /ɪnˈevɪtəbl/

    اجتناب‌ناپذیر

    Speaking · Writing

    هم قبل از اسم (an inevitable result) و هم بعد از فعل (It was inevitable that …) می‌آید. متضاد: avoidable. نسبت به unavoidable کمی رسمی‌تر و رایج‌تر در نوشتار است.

    Some job losses are inevitable when a factory switches to automatic machines.

    وقتی کارخانه به ماشین‌های خودکار روی می‌آورد، از دست رفتن برخی شغل‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

    • an inevitable consequence
    • an inevitable result
    • almost inevitable
    • seem inevitable
  3. considerable adjective · /kənˈsɪdərəbl/

    قابل‌توجه، زیاد (از نظر اندازه یا میزان)

    رسمی Speaking · Writing

    بیشتر با اسم‌هایی می‌آید که میزان یا درجه را نشان می‌دهند (amount, number, difficulty, interest). با considerate (مهربان و ملاحظه‌کار) اشتباه نگیرید: considerable = زیاد، considerate = با ملاحظه. نشانه‌ی رسمی است؛ در گفتار a lot of رایج‌تر است.

    The new tunnel will save a considerable amount of time for people who commute to the city.

    تونل جدید برای کسانی که به شهر رفت‌وآمد می‌کنند زمان قابل‌توجهی صرفه‌جویی می‌کند.

    • a considerable amount of
    • considerable difficulty
    • considerable interest
    • a considerable number of
  4. dramatic adjective · /drəˈmætɪk/

    چشمگیر، ناگهانی و بزرگ (تغییر یا افزایش)

    Speaking · Writing

    در Writing Task 1 با increase / fall / change می‌آید و یعنی تغییری بزرگ و سریع. dramatic را با «نمایشی» (theatrical) اشتباه نگیرید. قیدش dramatically /drəˈmætɪkli/ است.

    The city saw a dramatic fall in air pollution when private cars were banned from the centre.

    وقتی خودروهای شخصی از مرکز شهر ممنوع شدند، شهر کاهش چشمگیری در آلودگی هوا دید.

    • a dramatic increase
    • a dramatic change
    • a dramatic fall
    • a dramatic improvement
  5. crucial adjective · /ˈkruːʃl/

    بسیار مهم، سرنوشت‌ساز

    Speaking · Writing

    ساختار: crucial to / for + اسم یا it is crucial that/to. قوی‌تر از important است و یعنی بدون آن نتیجه به خطر می‌افتد. «very crucial» نگویید؛ crucial خودش درجه‌ی بالایی دارد.

    Early diagnosis is crucial if the treatment is going to work.

    تشخیص زودهنگام حیاتی است، اگر قرار باشد درمان اثر کند.

    • a crucial role
    • crucial to
    • a crucial factor
    • crucial importance

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی