۳۶ واژهC1پلاس

توصیف شخصیت و احساس

Describing people, character and emotion

این کارت‌ها صفت‌های دقیق برای توصیف شخصیت (مثبت و منفی) و حالت‌های احساسی‌اند. به‌جای «good/bad/happy/sad» کلمهٔ دقیق را بگذار و با کلمه‌های هم‌معنی در synonyms و یادداشت هر کارت تفاوتشان را یاد بگیر. بعضی صفت‌های منفی (مثل vindictive یا callous) قوی‌اند؛ دربارهٔ آدم‌ها با دقت به کارشان ببر.

  1. gregarious adjective · /ɡrɪˈɡeəriəs/

    اجتماعی، اهل جمع و معاشرت (از بودن با آدم‌ها انرژی می‌گیرد)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: sociable · outgoing

    sociable رایج‌تر است. gregarious نشان می‌دهد کسی دوست دارد همیشه در جمع باشد. در زیست‌شناسی هم برای جانوران گله‌ای می‌آید. مخالفش: reserved یا solitary.

    Emma is gregarious and is never happier than when the house is full of guests.

    اِما اهل جمع است و وقتی خانه پر از مهمان باشد از هر وقت دیگری شادتر است.

    • a gregarious person
    • gregarious by nature
    • gregarious and outgoing
    • a gregarious personality
  2. affable adjective · /ˈæfəbl/

    خوش‌برخورد و دلنشین (در معاشرت، آرام و صمیمی)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: friendly · pleasant

    friendly عمومی است؛ affable یعنی ملایم و خوش‌برخورد، بیشتر دربارهٔ مدیر، میزبان یا کسی که با همه راحت است. کمی رسمی‌تر از friendly و مثبت.

    The manager is an affable man who always has time to listen.

    مدیر مردی خوش‌برخورد است که همیشه برای گوش دادن وقت دارد.

    • an affable manner
    • an affable smile
    • affable and relaxed
    • an affable host
  3. resourceful adjective · /rɪˈsɔːsfl/

    کاردان، راه‌چاره‌یاب (در مشکلات و کمبود امکانات)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: inventive · good at solving problems

    تله: resourceful یعنی کسی که با کم‌امکانات هم راه می‌یابد، نه «دارای منابع زیاد». اسم: resourcefulness. ستایشی طبیعی در رفرنس شغلی و مصاحبه.

    Resourceful as ever, Lucy found a way to get the whole team home despite the cancelled trains.

    لوسی مثل همیشه کاردان بود و با وجود لغو قطارها راهی پیدا کرد تا همهٔ گروه را به خانه برساند.

    • a resourceful person
    • resourceful and creative
    • resourceful enough to
    • a resourceful solution
  4. conscientious adjective · /ˌkɒnʃiˈenʃəs/

    وظیفه‌شناس، دقیق و مسئولیت‌پذیر (در انجام کار)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: hard-working · careful · dutiful

    املا سخت است: conscien-tious. با conscious (هوشیار، آگاه) اشتباه نگیر. همیشه ستایش‌آمیز است و در رزومه و رفرنس شغلی زیاد دیده می‌شود.

    A conscientious student, Grace checks every reference before she hands in an essay.

    گریس دانشجویی وظیفه‌شناس است و پیش از تحویل مقاله همهٔ منابع را بررسی می‌کند.

    • a conscientious worker
    • a conscientious student
    • conscientious about
    • conscientious and reliable
  5. tactful adjective · /ˈtæktfl/

    با ملاحظه (کلامی که دیگران را نرنجاند)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: considerate · diplomatic · polite

    tactful یعنی حرف یا کار درست را طوری بزنی که کسی نرنجد. مخالف: tactless. با honest تناقض ندارد: می‌شود صادق و tactful بود.

    It was tactful of him not to mention the exam results in front of the others.

    از او ملاحظه‌کاری بود که نتیجهٔ امتحان را جلوی بقیه نگفت.

    • a tactful reply
    • in a tactful way
    • tactful about
    • a tactful silence

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی