۳۷ واژهC1پلاس

سبک رسمی: جایگزین واژه‌های روزمره

Formal register: replacing everyday words

هر کارت یک واژهٔ رسمی را نشان می‌دهد و واژهٔ روزمره‌ای که جایش می‌نشیند (در فیلد synonyms). یادداشت هر کارت می‌گوید کجا رسمی‌ترین انتخاب مناسب است. در Writing آیلتس و در نامه و گزارش رسمی از آن‌ها استفاده کن؛ در گفتار روزمره و Speaking واژهٔ ساده طبیعی‌تر است و رسمی‌گویی بیش‌ازحد ساختگی به نظر می‌رسد.

  1. conceal verb · /kənˈsiːl/ B2

    پنهان کردن (عمدی؛ حقیقت، هویت، احساس)

    رسمی Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: hide

    hide در گفتار برای همه‌چیز است. conceal رسمی‌تر است و معمولاً عمدی و دربارهٔ اطلاعات، احساس یا مدرک. برای «قایم شدن» خود آدم، hide بگو: He hid behind the door (نه concealed).

    He tried to conceal his disappointment behind a polite smile.

    او کوشید ناامیدی‌اش را پشت یک لبخند مؤدبانه پنهان کند.

    • conceal the truth
    • conceal one's identity
    • conceal evidence
    • conceal your feelings
  2. disclose verb · /dɪsˈkləʊz/

    افشا کردن، رسماً اعلام کردن (اطلاعات محرمانه یا پنهان)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: tell · reveal

    tell و reveal عادی‌اند. disclose برای اطلاعاتی است که پنهان یا محرمانه بوده و در متن حقوقی، مالی یا پزشکی می‌آید. برای تعریف کردن یک راز دوستانه نمی‌آید. اسم: disclosure (افشا).

    The company was required to disclose its financial losses to investors.

    شرکت موظف بود زیان‌های مالی‌اش را به سرمایه‌گذاران اعلام کند.

    • disclose information
    • disclose details
    • fully disclose
    • disclose a conflict of interest
  3. apprise verb · /əˈpraɪz/ C2

    مطلع کردن، آگاه ساختن (رسمی؛ apprise کسی of چیزی)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: tell · let know

    ساختار: apprise sb of sth. رایج‌ترین قالب: keep me apprised (در ایمیل اداری). با appraise (ارزیابی کردن) اشتباه نگیر؛ هر دو تلفظ و املای نزدیک دارند. در گفتار بگو: keep me posted / let me know.

    Please keep me apprised of any changes to the delivery schedule.

    لطفاً مرا از هر تغییر در برنامهٔ تحویل مطلع نگه دارید.

    • apprise someone of something
    • keep someone apprised
    • fully apprised
    • be apprised of the situation
  4. elucidate verb · /ɪˈluːsɪdeɪt/ C2

    روشن کردن، توضیح دادنِ مطلب پیچیده یا مبهم

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: explain · make clear

    explain برای هر توضیحی است. elucidate یعنی چیز دشوار یا مبهمی را روشن کردن و بیشتر در متن علمی می‌آید. به‌جای «توضیح دادن مسیر به کسی» به کار نمی‌رود. مفعول معمولاً خود موضوع است، نه شخص.

    The author uses several case studies to elucidate her central argument.

    نویسنده از چند مطالعهٔ موردی برای روشن کردن استدلال اصلی‌اش استفاده می‌کند.

    • elucidate a point
    • elucidate the issue
    • elucidate the mechanism
    • elucidate the relationship
  5. disseminate verb · /dɪˈsemɪneɪt/ C2

    اشاعه دادن، پخش کردن (اطلاعات و دانش در میان مردم)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: spread · share

    spread را می‌شود برای شایعه، بیماری و آتش هم گفت. disseminate فقط برای اطلاعات و ایده‌هاست و قصد آگاه کردن مردم را دارد. نگو disseminate a disease. اسم: dissemination.

    The charity uses leaflets and social media to disseminate health advice.

    این خیریه برای اشاعهٔ توصیه‌های بهداشتی از بروشور و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کند.

    • disseminate information
    • disseminate knowledge
    • disseminate research findings
    • widely disseminated

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی