واژگان

تفاوت make و do در انگلیسی: هم‌نشین‌های پرکاربرد و اشتباه‌های رایج

make a mistake ولی do homework: هم‌نشین‌های make و do را با دو اصل ساده و فهرست ترکیب‌های پرکاربرد یاد بگیرید، با اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها، کاربرد آکادمیک و تمرین با جواب.

چرا make و do این‌قدر قاطی می‌شوند؟

فارسی یک فعل همه‌کاره دارد: «کردن». اشتباه کردن، تمرین کردن، کار کردن، تلفن کردن، تصمیم گرفتن، خرید کردن... همه با «کردن» یا فعل‌های مشابه ساخته می‌شوند. انگلیسی این بار را بین دو فعل تقسیم کرده است: make و do. نتیجه این است که جمله‌هایی مثل I did a mistake یا She made her homework از نظر گرامری سالم‌اند، ولی انگلیسی‌زبان‌ها نمی‌گویند. این خطاها در اشتباه‌های واژگانی فارسی‌زبان‌ها هم در فهرست خطاهای پرتکرارند.

نکته‌ی صادقانه از همین اول: هیچ قاعده‌ی صددرصدی وجود ندارد. make و do با اسم‌ها هم‌نشین‌اند، یعنی بعضی ترکیب‌ها «همین‌طور رایج شده‌اند». ولی دو اصل کلی هست که بیشتر موارد را روشن می‌کند، و بقیه را باید به‌صورت تکه‌های ثابت یاد بگیرید.

دو اصل کلی

make وقتی است که چیزی می‌سازید یا تولید می‌کنید، نتیجه‌ای که قبلاً وجود نداشت: یک غذا، یک برنامه، یک تصمیم، یک صدا، یک اشتباه.

  • Emma made a cake.
  • Tom made a plan for the weekend.
  • I made a decision.

do وقتی است که کاری یا فعالیتی انجام می‌دهید، به‌خصوص کارهای روزمره، کار و وظیفه، بدون اینکه تأکید روی محصول نهایی باشد.

  • Sarah does the dishes every evening.
  • James did his homework before dinner.
  • We did a lot of work today.

با do اغلب کلمه‌های کلی هم می‌آید: do something، do nothing، do anything، do everything، do your best.

هم‌نشین‌های make

این‌ها را کامل حفظ کنید. بیشتر آن‌ها در فارسی با «کردن» یا «گرفتن» می‌آیند:

  • make a mistake (اشتباه کردن)
  • make a decision (تصمیم گرفتن)
  • make a plan (برنامه ریختن)
  • make a phone call (تلفن کردن)
  • make an appointment (وقت گرفتن)
  • make a suggestion (پیشنهاد دادن)
  • make progress (پیشرفت کردن)
  • make money (پول درآوردن)
  • make a living (امرار معاش کردن)
  • make an effort (تلاش کردن)
  • make a noise (سروصدا کردن)
  • make a difference (فرق ایجاد کردن)
  • make sense (معنی داشتن)
  • make friends (دوست پیدا کردن)
  • make a speech (سخنرانی کردن)
  • make a promise (قول دادن)
  • make an excuse (بهانه آوردن)
  • make a complaint (شکایت کردن)
  • make the bed (تخت را مرتب کردن)
  • make breakfast / lunch / dinner / a cup of tea (غذا یا نوشیدنی درست کردن)

هم‌نشین‌های do

  • do homework (مشق نوشتن، تکلیف انجام دادن)
  • do housework (کار خانه کردن)
  • do the dishes (ظرف شستن)
  • do the laundry (لباس شستن)
  • do the shopping (خرید کردن)
  • do the cooking (آشپزی کردن)
  • do exercise (ورزش کردن)
  • do your best (نهایت تلاشت را کردن)
  • do business (تجارت کردن)
  • do research (پژوهش کردن)
  • do a job / a good job (کاری را انجام دادن / خوب انجام دادن)
  • do someone a favour (لطفی در حق کسی کردن)
  • do damage / harm / good (آسیب زدن / ضرر رساندن / فایده داشتن)
  • do your hair (موی خود را درست کردن)
  • do a course / a degree (دوره یا مدرک را گذراندن؛ بیشتر در انگلیسی بریتانیایی)

جفت‌هایی که معنی را روشن می‌کنند

  • make dinner (غذا را درست می‌کنم) در برابر do the cooking (آشپزی را انجام می‌دهم): اولی به نتیجه اشاره دارد و دومی به فعالیت.
  • make money در برابر do business: «پول درآوردن» در برابر «کار تجاری کردن».
  • make an effort در برابر do your best: هر دو یعنی تلاش کردن، ولی هم‌نشین‌شان فرق دارد و جابه‌جایشان نمی‌کنید.
  • make a mistake در برابر do the exercise: اشتباه می‌سازید، تمرین را انجام می‌دهید.

فارسی‌زبان‌ها کجا اشتباه می‌کنند؟

نکته: هر فعل مرکب فارسی با «کردن» را لزوماً با make یا do ترجمه نکنید. چند نمونه:

  • اشتباه کردن: نه do a mistake، بلکه make a mistake.
  • تمرین کردن: برای ورزش do exercise، برای تمرین یک مهارت practise، و برای تمرین‌های کتاب do an exercise.
  • مشق نوشتن: do homework، نه write homework و نه make homework.
  • تصمیم گرفتن: make a decision. در انگلیسی بریتانیایی take a decision هم شنیده می‌شود، ولی make همه‌جا امن است.
  • پیشرفت کردن: make progress، نه do progress.
  • تلفن کردن: make a phone call یا به‌سادگی call someone.
  • خرید کردن: do the shopping یا go shopping، نه make shopping.
  • امتحان دادن: take an exam یا sit an exam (در بریتانیا)، نه make an exam. give an exam یعنی «امتحان گرفتن»، کاری که معلم می‌کند، نه داوطلب.
  • دوش گرفتن: take a shower یا have a shower. اینجا هیچ‌کدام از make و do درست نیست.
  • کار کردن: work. do work هم ممکن است ولی معمولاً فعل ساده‌ی work طبیعی‌تر است.

یک راه ساده این است که هر وقت مطمئن نیستید، از خودتان بپرسید: «دقیقاً چه چیزی به وجود می‌آید؟». اگر پاسخ «یک نتیجه‌ی تازه» است، احتمالاً make است (a plan, a noise, a mistake). اگر جواب «یک کار یا وظیفه» است، احتمالاً do است (the dishes, homework, research). استثنا هم زیاد است (make the bed و do your hair)، پس این فقط یک راهنمای اولیه است، نه حکم نهایی.

make و do در نوشتار آکادمیک

در رایتینگ آیلتس و مقاله‌های دانشگاهی هم همین دو فعل با اسم‌های رسمی‌تر می‌آیند. این‌ها را هم به‌صورت تکه‌ی ثابت یاد بگیرید:

  • make a contribution to (سهمی داشتن در): The study makes an important contribution to the field.
  • make an impact on (تأثیر گذاشتن بر): Social media has made a big impact on young people.
  • make a distinction between (فرق گذاشتن بین): It is important to make a distinction between facts and opinions.
  • make use of (استفاده کردن از): Many students make use of online resources.
  • do harm to / do damage to (آسیب رساندن به): Too much screen time can do harm to children's sleep.
  • do research on (پژوهش کردن درباره‌ی): Scientists are doing research on new batteries.

دقت کنید که make research و do a contribution غلط‌اند. اگر در نوشته‌ی خودتان فعل do یا make ساده را زیاد تکرار می‌کنید، گاهی فعل دقیق‌تری مثل conduct research یا cause harm بهتر است، ولی اول خودِ هم‌نشین‌های بالا را درست یاد بگیرید.

کاربرد دیگر make: وادار کردن

make ساخت دیگری هم دارد که ربطی به هم‌نشینی ندارد: make + کسی + فعل ساده (بدون to) به‌معنای «کسی را وادار به کاری کردن یا باعث حالتی شدن».

  • The film made me cry. (مرا به گریه انداخت.)
  • Her teacher made her repeat the sentence. (معلمش وادارش کرد جمله را تکرار کند.)
  • This music makes me happy. (این موسیقی مرا شاد می‌کند.)

بعد از make در این ساخت to نمی‌آید: made me to cry غلط است. فعل do نقش کمکی هم دارد (Do you like tea?) که موضوع دیگری است.

چطور یاد بگیریم؟

حفظ‌کردن فهرست خالی کمتر نتیجه می‌دهد. روش‌های بهتر:

  1. ترکیب را کامل بنویسید. کارت نه «make» بلکه «make a decision» باشد، با یک جمله‌ی نمونه.
  2. هر ترکیب را در جمله‌ی خودتان بیاورید، مثلاً I need to make an appointment with the dentist.
  3. اشتباه‌های خودتان را ثبت کنید. اگر I did a mistake نوشتید، همان را در دفتر اشتباه‌ها با شکل درست بنویسید.
  4. با فاصله مرور کنید. دسته‌ی هم‌نشین‌های make، do، take و have این ترکیب‌ها را کارت‌به‌کارت دارد، و فعل‌های دقیق به‌جای get، make و do برای سطح بالاتر مفید است (مثلاً tackle a problem به‌جای do something about a problem).

برای اینکه ببینید روش کارت‌ها چرا کار می‌کند، مقاله‌ی مرور فاصله‌دار را بخوانید.

تمرین

make یا do را با شکل درست فعل بنویسید:

  1. Could you ___ the dishes, please?
  2. I need to ___ a phone call.
  3. She ___ a lot of mistakes in her essay.
  4. Tom ___ his homework after dinner.
  5. They are trying to ___ a decision.
  6. Please ___ your best.
  7. It doesn't ___ sense.
  8. We ___ the shopping on Saturdays.
  9. Emma ___ a lot of money last year.
  10. The story ___ me laugh.
  11. I'd like to ___ a complaint.
  12. ___ you ___ any research for your essay?

جمله‌های غلط را اصلاح کنید:

  1. I did a big mistake.
  2. She makes yoga every morning.

جواب‌ها

  1. do
  2. make
  3. made
  4. did
  5. make
  6. do
  7. make
  8. do
  9. made
  10. made (ساخت make + کسی + فعل ساده)
  11. make
  12. Did ... do
  13. I made a big mistake.
  14. She does yoga every morning.

ادامه در همین سایت

منابع

  1. Cambridge Dictionary: Do or make?dictionary.cambridge.org(در پنجره‌ی تازه)
  2. Collocation (Wikipedia)en.wikipedia.org(در پنجره‌ی تازه)

خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن

با تعیین سطح رایگان از همان‌جایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درس‌های کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درس‌ها بدون پرداخت.

پشتیبانی