گرامر
تفاوت must و have to: الزام، mustn't و don't have to، گذشته و آینده
تفاوت must و have to در الزام درونی و بیرونی، فرق mustn't و don't have to، have got to، need to و needn't، گذشته و آینده، سؤال، «باید» فارسی، اشتباههای رایج و تمرین با جواب.
جواب کوتاه
- must و have to هر دو «باید» ترجمه میشوند، ولی must بیشتر الزامی است که از درون خود گوینده میآید (I must call my mum tonight) و have to بیشتر الزامی از بیرون: قانون، قرارداد، برنامه (I have to wear a uniform at work).
- در انگلیسی آمریکایی have to شکل عادی است و این تفاوت کمتر دیده میشود. در بریتانیا هم این فقط یک گرایش است، نه قانون سخت.
- mustn't یعنی «ممنوع است»؛ don't have to یعنی «لازم نیست». این دو را نباید با هم عوض کرد.
- must گذشته و آیندهی خودش را ندارد: برای گذشته had to و برای آینده will have to.
- must have (مثل He must have missed the bus) یعنی «حتماً از دست داده»، یک حدس دربارهی گذشته، نه الزام در گذشته.
این مقاله روی همین زوج و اطرافیانش (have got to، need to، needn't) میماند. تصویر کلی افعال can، could و should در راهنمای افعال کمکی آمده است. مثالها برای همین مقاله نوشته شدهاند.
must یا have to: الزام از درون یا از بیرون؟
فرق اصلی را فرهنگهای آموزشی اینطور میگویند: have to وقتی است که الزام از بیرون گوینده میآید و must وقتی که گوینده (یا نویسندهی قانون) خودش منبع الزام است.
- I must lose some weight. من خودم این را لازم میدانم.
- I have to lose some weight. My doctor insists. پزشک این را لازم کرده است.
- I must phone my sister tonight. یادآوری به خود.
- You have to show your ticket at the gate. قانون ورودی است، نه نظر من.
روی تابلو و در متن مقررات، must رایج است چون «صاحب قانون» حرف میزند: All visitors must sign in at reception. همان قانون را در گفتوگو معمولاً با have to میگویند: We have to sign in at reception.
must برای توصیهی داغ به کسی که خوب میشناسید هم میآید: You must see this film. It's brilliant. اینجا الزام واقعی نیست، اصرار دوستانه است.
دو نکته برای اینکه این قاعده را بیش از حد جدی نگیرید. اول، در بحثهای LearnEnglish بریتیش کانسل هم آمده که must و have to در کاربرد واقعی خیلی همپوشانی دارند و تمایز درونی/بیرونی یک الگوی کلی است، نه قانون سخت. دوم، در انگلیسی آمریکایی have to همان شکل معمول است. پس اگر مطمئن نیستید، در گفتوگو have to انتخاب کمخطرتری است.
have got to: «باید» در گفتار بریتانیایی
بریتانیاییها در گفتار زیاد have got to میگویند و معمولاً have را کوتاه میکنند: I've got to finish this essay. We've got to leave by six. معنایش همان have to است و غیررسمیتر است. وبلاگ فرهنگ لغت کمبریج تأکید میکند که have got to فقط برای زمان حال است؛ برای گذشته همان had to را بگویید.
need to، don't need to و needn't
need to هم الزام را میرساند و معمولاً نرمتر از must است: You need to book early if you want a seat. طبق توضیح بریتیش کانسل، need to بیشتر وقتی میآید که کاری برای رسیدن به هدفی لازم است، و have to بیشتر وقتی که قانون یا انتظار بیرونی در کار است. در بسیاری از جملهها هر دو جا میافتند.
برای «لازم نیست» سه شکل داریم:
- You don't have to bring anything.
- You don't need to bring anything.
- You needn't bring anything.
دو شکل اول در همهجا طبیعیاند. needn't شکل وجهی است (بدون do و بدون to)، بیشتر در بریتانیا شنیده میشود و به گفتهی تیم LearnEnglish کمکاربردتر میشود. برای شما کافی است بشناسیدش.
mustn't و don't have to: یکی ممنوع، یکی اختیاری
- You mustn't touch the paintings. ممنوع است.
- You don't have to touch the paintings. لازم نیست؛ اگر بخواهید میتوانید.
این مهمترین دام این بحث است. هر دو در ذهن ما «منفیِ باید» هستند، ولی انگلیسی برای هرکدام منفیساز دیگری دارد: ممنوعیت با mustn't و نبودِ الزام با منفیِ have to. راه ساده: بپرسید «اگر بکنم، قانون شکسته میشود؟» اگر بله، mustn't. اگر نه، فقط لازم نبوده، don't have to.
گذشته: had to، didn't have to و must have
had to الزام گذشته است: Last night I had to work late. برای «لازم نبود» میگوییم didn't have to: I didn't have to wait; the doctor saw me at once.
برای کاری که انجام شد ولی لازم نبود، needn't have + ستون سوم فعل داریم: I needn't have taken an umbrella. یعنی چتر بردم و لازم نبود. این ساختار در درس باید میکردم و نباید میکردم تمرین میشود.
برای «ممنوع بود» mustn't گذشته ندارد؛ بگویید weren't allowed to: We weren't allowed to use phones in class.
و یک دام بزرگ: must have + ستون سوم فعل الزام گذشته نیست، حدس دربارهی گذشته است:
- The lights are off. They must have gone out. حتماً رفتهاند بیرون.
- You must have been tired after that flight. حتماً خسته بودی.
اگر میخواهید بگویید «مجبور بودم»، I had to بگویید، نه I must have. حدس و استنتاج با must/can't/might در درس حدس و استنتاج کاملتر آمده است.
آینده: will have to
بعد از will نمیتوان must گذاشت (دو فعل وجهی کنار هم نمیآیند). برای الزام آینده will have to بگویید: Next month I'll have to find a new flat. You'll have to show your passport at the border.
must میتواند دربارهی کاری در آینده باشد، ولی احساس الزام همین حالا در گوینده است: I must remember to buy milk tomorrow.
سؤال: Do I have to…؟ یا Must I…؟
در سؤال معمولاً have to با do/does/did میآید:
- Do I have to fill in this form?
- Does she have to come with us?
- Did you have to pay for parking?
Must I fill in this form? از نظر دستوری درست است، ولی هم بریتیش کانسل و هم کمبریج میگویند رسمی (و تا حدی قدیمی) به نظر میرسد. جواب کوتاه با همان فعل کمکی است: Yes, you do. / No, you don't.
«باید» فارسی در انگلیسی چه میشود؟
- «باید بروم؛ قانون است / مجبورم»: I have to go.
- «باید بروم؛ خودم میخواهم / یادم باشد»: I must go.
- «بهتر است بروی»: You should go. (توصیه، نه الزام)
- «باید خانه باشد» (حدس): He must be at home.
- «نباید بروی» (ممنوع): You mustn't go.
- «لازم نیست بروی»: You don't have to go.
- «مجبور شدم بروم»: I had to go.
- «باید میرفتم، نرفتم»: I should have gone.
«مجبور بودم» و «مجبور شدم» در فارسی معادل خوبی برای had to هستند. اگر ذهنتان «باید» را ببیند و فقط must را بیرون بدهد، جملههای گذشته و آینده خراب میشوند.
اشتباههای رایج فارسیزبانها
۱. must برای گذشته
- غلط: Yesterday I must go to the bank.
- درست: Yesterday I had to go to the bank.
۲. to بعد از must
- غلط: I must to study tonight.
- درست: I must study tonight.
۳. do با must
- غلط: Do I must pay now?
- درست: Do I have to pay now? (یا رسمیتر Must I pay now?)
۴. دو فعل وجهی کنار هم
- غلط: Tomorrow I will must work.
- درست: Tomorrow I will have to work.
۵. mustn't به جای don't have to
- غلط: You mustn't bring a pen; the school gives you one.
- درست: You don't have to bring a pen; the school gives you one.
۶. s سومشخص و فعل بعد از have to
- غلط: She have to leave early. / He has to goes.
- درست: She has to leave early. / He has to go.
اینجا فعل اصلی have است و s سومشخص میگیرد، ولی خود must هیچوقت s نمیگیرد: he must، نه he musts.
تمرین
در هر مورد گزینهی درست را انتخاب کنید یا جمله را تصحیح کنید:
- You ___ smoke in the hospital. It's forbidden. (mustn't / don't have to)
- Tomorrow is a holiday, so we ___ go to work. (mustn't / don't have to)
- Last winter we ___ pay a fine for the late bill. (must / had to)
- The shop will be closed next week, so we ___ buy food today. (will have to / must have)
- Correct it: Do she have to wear a uniform?
- Correct it: I will must call the bank tomorrow.
- Say in English, with have to: «لازم است فرم را پر کنم؟»
- The street is wet. It ___ rained in the night. (must have / had to)
جوابها:
- mustn't: ممنوع است.
- don't have to: لازم نیست.
- had to: الزام در گذشته.
- will have to: الزام آینده. must have حدس دربارهی گذشته است و به این جمله نمیخورد.
- Does she have to wear a uniform?
- I will have to call the bank tomorrow. (یا I must call the bank tomorrow.)
- Do I have to fill in the form?
- must have: استنتاج از شواهد (خیابان خیس است).
ادامه در همین سایت
- درس باید و نباید: should / must / have to: تمرین جای خالی با توضیح فارسی و سرنخ مرحلهای.
- درس حدس و استنتاج: must have، can't have و might have برای حدس دربارهی گذشته.
- درس باید میکردم: should have، could have و needn't have.
- دفتر اشتباهها: خطاهایی مثل I must to go ثبت و در مرورهای فاصلهدار تکرار میشوند.
منابع
- British Council LearnEnglish: Modals: permission and obligationlearnenglish.britishcouncil.org(در پنجرهی تازه)
- British Council LearnEnglish: Suggestions and obligationslearnenglish.britishcouncil.org(در پنجرهی تازه)
- Cambridge Dictionary Blog: You must read this: have to or must?dictionaryblog.cambridge.org(در پنجرهی تازه)
- Perfect Your English: Must or have toperfectyourenglish.com(در پنجرهی تازه)
خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن
با تعیین سطح رایگان از همانجایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درسهای کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درسها بدون پرداخت.