گرامر

زمان گذشته‌ی استمراری در انگلیسی (past continuous): ساختار، کاربرد و فرق با گذشته‌ی ساده

ساختار was/were + ing، کار در جریان در گذشته، when و while با گذشته‌ی ساده، صحنه‌چینی در داستان، فعل‌های حالت، املای ing و دام ترجمه‌ی «می‌رفتم»، با اشتباه‌های رایج و تمرین.

جواب کوتاه

گذشته‌ی استمراری (past continuous) کاری را نشان می‌دهد که در یک لحظه‌ی مشخص از گذشته در جریان بود. ساختارش این است:

  • مثبت: was/were + فعل‌ing: I was working. They were waiting.
  • منفی: wasn't/weren't + فعل‌ing: She wasn't listening.
  • سؤال: Was/Were + فاعل + فعل‌ing: Were you sleeping?

was با I، he، she و it می‌آید و were با you، we و they. مثال: At 8 o'clock last night, I was cooking. یعنی ساعت ۸ شب پختن در جریان بود؛ نه معلوم است کی شروع شد و نه معلوم است کی تمام شد. این مقاله کاربردها، فرق با گذشته‌ی ساده و دام ترجمه‌ی «می‌رفتم» را توضیح می‌دهد. مثال‌های انگلیسی برای همین مقاله نوشته شده‌اند.

کاربرد اصلی: کار در جریان در یک زمان مشخص

  • At 9 pm yesterday, Emma was watching a film.
  • What were you doing at six? — I was waiting for the bus.

فرق با گذشته‌ی ساده در تمام‌شدن کار است:

  • I was reading a book last night. کتاب در جریان بود؛ نمی‌دانیم تمام شد یا نه.
  • I read a book last night. کار را یک کل تمام‌شده می‌بینیم، یعنی احتمالاً کتاب را تمام کردم.

کار بلند و کار کوتاهی که وسطش آمد

رایج‌ترین الگو: کار بلند با گذشته‌ی استمراری، کار کوتاهی که وسطش اتفاق افتاد با گذشته‌ی ساده.

  • Lucy was walking home when it started to rain.
  • While I was cooking, the phone rang.

while معمولاً کار بلند را همراه خود دارد و when معمولاً کار کوتاه را: I was cooking when the phone rang. دقت کنید که کار بلند «پس‌زمینه» است و کار کوتاه «اتفاق». برای تمرین بیشتر روی این کلمه‌ها، درس جمله‌های زمانی را ببینید.

دو کار هم‌زمان

وقتی دو کار بلند هم‌زمان جلو می‌رفتند، هر دو استمراری می‌شوند و معمولاً while بینشان می‌آید:

  • While Emma was cooking, Tom was setting the table.
  • The children were playing while their parents were talking.

صحنه‌چینی در داستان

در تعریف خاطره یا داستان، گذشته‌ی استمراری فضا را می‌سازد و گذشته‌ی ساده اتفاق‌ها را جلو می‌برد:

The sun was shining, and people were walking along the river. Then Jack saw a black bag under a bench.

دو جمله‌ی اول صحنه است؛ جمله‌ی سوم اتفاقی است که ماجرا را راه می‌اندازد. همین تقسیم کار در درس روایت داستان با گذشته‌ی کامل هم ترکیب می‌شود.

دو کاربرد کوچک‌تر

۱. always برای تکرار آزاردهنده. Tom was always losing his keys. یعنی مدام کلیدهایش را گم می‌کرد، و لحن جمله معمولاً گله یا تعجب است. با گذشته‌ی ساده (Tom often lost his keys) فقط یک عادت خنثی گفته می‌شود.

۲. مؤدبانه و محتاطانه. گذشته‌ی استمراری با فعل‌هایی مثل wonder، hope و think درخواست را نرم‌تر می‌کند، با اینکه زمان واقعی «همین حالا» است:

  • I was wondering if you could help me. («می‌خواستم ببینم می‌شود کمکم کنید؟»)
  • I was hoping to speak to the manager.

فعل‌های حالت (stative) استمراری نمی‌شوند

فعل‌هایی که حالت یا دانستن و خواستن را می‌گویند (know، like، love، want، need، believe، understand، belong) معمولاً استمراری نمی‌شوند: I knew the answer، نه I was knowing the answer. به جایشان گذشته‌ی ساده می‌آید.

بعضی فعل‌ها دو معنی دارند. have به معنی «داشتن» حالت است (I had a car) ولی در معنی «خوردن» و «گرفتن» استمراری می‌شود: We were having lunch. think هم در معنی «فکر کردن درباره‌ی چیزی» استمراری می‌شود (I was thinking about you) و در معنی «نظر داشتن» نه (I thought it was a good idea).

املای ing

  1. e ساکن آخر حذف می‌شود: make → making، write → writing (ولی see → seeing).
  2. فعل کوتاهِ «صامت + مصوت + صامت» که تکیه روی آخرش است، صامت آخر را دو برابر می‌کند: run → running، sit → sitting، stop → stopping، begin → beginning. اگر تکیه روی هجای آخر نباشد، دو برابر نمی‌شود: visit → visiting، open → opening.
  3. w، x و y دو برابر نمی‌شوند: play → playing، fix → fixing، snow → snowing.
  4. ie به y تبدیل می‌شود: lie → lying، die → dying.
  5. travel در بریتانیایی معمولاً travelling و در آمریکایی معمولاً traveling است.

«داشتم می‌رفتم» و دام «می‌رفتم»

فارسی هم گذشته‌ی استمراری دارد: «داشتم می‌رفتم» همان I was going است، و «وقتی زنگ زدی، داشتم دوش می‌گرفتم» همان I was having a shower when you called (در آمریکایی: taking a shower). تا اینجا ترجمه‌ی مستقیم جواب می‌دهد.

مشکل از «می‌رفتم» تنها شروع می‌شود، چون «ماضی استمراری» فارسی چند کار را با هم می‌کند:

  • «همان موقع می‌رفتم که...» → I was going when...
  • «بچه که بودم، هر روز پیاده می‌رفتم مدرسه» (عادت) → I walked to school every day یا I used to walk to school
  • «هر تابستان می‌رفتیم شمال» (عادت) → Every summer we went to the Caspian coast یا we would go

قاعده: اگر می‌توانید جمله را با «داشتم ... که ...» یا «همان لحظه» بازنویسی کنید، گذشته‌ی استمراری است. اگر «عادت داشتم» یا «هر روز/هر سال» معنی می‌دهد، گذشته‌ی ساده یا used to یا would می‌خواهید. جزئیات در درس used to و would و مقاله‌ی used to، be used to و get used to است.

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

  • غلط: I was knowing him at school.
  • درست: I knew him at school.
  • غلط: He was play football when I arrived.
  • درست: He was playing football when I arrived. (بعد از was/were، فعل باید ing بگیرد)
  • غلط: I didn't was sleeping when you called.
  • درست: I wasn't sleeping when you called. (منفی با wasn't/weren't است، نه did)
  • غلط: While I was walking home, I was seeing an accident.
  • درست: While I was walking home, I saw an accident. (دیدن لحظه‌ای یک اتفاق، کار کوتاه است و see در این معنی استمراری نمی‌شود)
  • غلط: Yesterday I was going to the bank and then I was buying a ticket.
  • درست: Yesterday I went to the bank and then I bought a ticket. (برای کارهای تمام‌شده‌ی پشت‌سرهم، گذشته‌ی ساده)
  • کمتر طبیعی: When I was young, we were visiting my grandparents every summer.
  • طبیعی‌تر: When I was young, we visited my grandparents every summer. یا we used to visit... (برای عادت، همان تصویر «در جریان بودن» لازم نیست)

یک اشتباه ظریف هم این است که I was going را با I was going to قاطی کنند. اولی «در حال رفتن بودم» است، دومی «قصد داشتم بروم»: I was going to the shop با I was going to go to the shop فرق دارد. دومی بحث آینده در گذشته است.

تمرین

فعل داخل پرانتز را در شکل درست (گذشته‌ی ساده یا استمراری) بنویسید:

  1. Sarah called while we ___ (have) dinner.
  2. I ___ (see) Mia in the park yesterday.
  3. While Ben ___ (study), his brother ___ (play) video games.
  4. It ___ (rain) when I left the house, so I went back for an umbrella.
  5. I ___ (know) the answer, but I stayed silent.
  6. Fix the mistake: We were watching TV when the lights were going out.
  7. ترجمه کنید: «وقتی زنگ زدی، داشتم شام می‌پختم.»
  8. ترجمه کنید: «بچه که بودم، هر روز با دوچرخه می‌رفتم مدرسه.»

جواب‌ها:

  1. were having: شام در جریان بود و تماس وسطش آمد.
  2. saw: یک اتفاق تمام‌شده.
  3. was studying … was playing: دو کار هم‌زمان.
  4. was raining: باران در جریان بود که من بیرون رفتم.
  5. knew: فعل حالت.
  6. …when the lights went out.: خاموش‌شدن چراغ کار کوتاهی است که وسط تماشا آمد.
  7. I was cooking dinner when you called.
  8. When I was a child, I rode my bike to school every day. (یا I used to ride): عادت است، نه کار در جریان.

ادامه در همین سایت

منابع

  1. British Council LearnEnglish: Past continuouslearnenglish.britishcouncil.org(در پنجره‌ی تازه)
  2. VOA Learning English: Using Past Forms to Describe Present, Futurelearningenglish.voanews.com(در پنجره‌ی تازه)

خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن

با تعیین سطح رایگان از همان‌جایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درس‌های کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درس‌ها بدون پرداخت.

پشتیبانی