depend
-ing dependingpast dependedhe/she/it dependspast participle depended
معنی depend به فارسی
۱بستگی داشتن۲اعتماد کردن، تکیه کردن
Meaning of depend
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BE DECIDED BY verb [I] A2
to be affected or decided by something else, so the result is not certain
فارسیبستگی داشتن
-
It depends on the weather.
به هوا بستگی دارد.
همآیندها collocations- depend on
- It depends.
- depending on
واژههای تعریف affected
-
-
2 TRUST SOMEONE verb + on B1
to trust someone or something to help you or do what you need
فارسیاعتماد کردن، تکیه کردن
-
You can depend on Emma. She always helps her friends.
میتوانی به اِما اعتماد کنی. او همیشه به دوستانش کمک میکند.
هممعنی rely, count
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با depend
- depend on بستگی داشتن بهفعل + حرف اضافه: ترکیبهای ثابتی که باید با هم یاد گرفت
- it depends on … بستگی دارد به …نظر دادن، موافقت و مخالفت
- It really depends on whether واقعاً بستگی دارد به اینکه آیا ...سالمندی
- Much depends on whether بخش بزرگی از ماجرا بستگی دارد به اینکه آیا …حکومت و سیاستگذاری
- it depends on how you define بستگی دارد چطور تعریف کنیدزبان سخنرانی و سمینار
- It depends largely on how ... is managed تا حد زیادی بستگی دارد به اینکه ... چگونه مدیریت شودگردشگری
خانوادهی واژه
- dependent