home
UK/həʊm/
US/hoʊm/
معنی home به فارسی
۱خانه (جای زندگی)۲به خانه
Meaning of home
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WHERE YOU LIVE noun [C] [U] A1
the place where a person lives and keeps their things
فارسیخانه (جای زندگی)
-
I stay at home on Fridays.
جمعهها خانه میمانم.
همآیندها collocations- at home
- go home
- come home
-
-
2 TO YOUR HOUSE adverb A2
to the place where you live
فارسیبه خانه
-
Tom goes home after school every day.
تام هر روز بعد از مدرسه به خانه میرود.
متضاد away
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با home
- Make yourself at home راحت باشید، مثل خانهی خودتان.گپوگفت و معاشرت
- care home خانهی سالمندانخانواده و جامعه
- a stable home environment محیط خانوادگی باثباتخانواده
خانوادهی واژه
- homeless
- homework
- hometown
- homely