hold
-ing holdingpast heldhe/she/it holdspast participle held
معنی hold به فارسی
۱نگه داشتن، در دست گرفتن۲برگزار کردن۳گنجایش داشتن
Meaning of hold
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 HAVE IN HANDS verb [T] A2
to keep something in your hand or arms so that it does not fall
فارسینگه داشتن، در دست گرفتن
-
Can you hold my bag for a moment?
میشود یک لحظه کیفم را نگه داری؟
همآیندها collocations- hold hands
- hold on
- hold the door
-
-
2 ORGANIZE EVENT verb [T] B1
to plan an event and make it happen, such as a meeting or party
فارسیبرگزار کردن
-
The school will hold a meeting for parents next week.
مدرسه هفته آینده یک جلسه برای والدین برگزار خواهد کرد.
هممعنی throw, have
-
-
3 HAVE SPACE FOR verb [T] B1
to have enough space for a number of people or things inside
فارسیگنجایش داشتن
-
This room can hold fifty people.
این اتاق گنجایش پنجاه نفر را دارد.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با hold
- hold up (دست یا چیزی را) بالا نگه داشتنافعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- Hold the line, please لطفاً پشت خط بمانید.تماس تلفنی
- hold on یک لحظه صبر کردنافعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- on hold در حالت انتظار (پشت خط)تماس تلفنی
- hold back (اشک یا احساس را) نگه داشتن، جلوی خود را گرفتنافعال عبارتی: احساسات و حال روحی (B1)
- hold down (شغل) را حفظ کردن و در آن دوام آوردنافعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
- hold an opinion نظری داشتن، به نظری اعتقاد داشتنهمنشینی فعل + اسم: ترکیبهایی که باید همینطور بگویید
- hold on to (چیزی را) نگه داشتن، (از دست ندادن) حفظ کردنافعال عبارتی: ضروریهای سطح B2 (B2)
۷ عبارت دیگر
- hold senior positions مناصب ارشد را در دست داشتنبرابری جنسیتی
- hold public figures to account شخصیتهای شناختهشده را پاسخگو کردنرسانه
- hold someone to account کسی را به پاسخگویی واداشتن، از کسی حسابکشی کردنحکومت و سیاستگذاری
- hold off (کاری را) عقب انداختن، صبر کردن (hold off on)افعال عبارتی: پایهی پیشرفته (C1)
- hold water منطقی و قابل دفاع بودن (استدلال)اصطلاحها: نظر و بحث
- hold out (در برابر فشار یا سختی) مقاومت کردن، دوام آوردنافعال عبارتی: پایهی پیشرفته (C1)
- hold true صادق بودن، برقرار بودناحتیاطگویی و موضع
خانوادهی واژه
- holder