most
UK/məʊst/
US/moʊst/
معنی most به فارسی
۱بیشتر، اکثر۲بیشترین؛ ـترین
Meaning of most
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MORE THAN HALF determiner most + noun A1
more than half of a group or of a whole thing, for example seven out of ten
فارسیبیشتر، اکثر
-
Most people like music.
بیشتر مردم موسیقی دوست دارند.
همآیندها collocations- most people
- most of
- the most
-
-
2 SUPERLATIVE adverb the most + adjective/adverb A2
used with long adjectives and adverbs to show more than any other
فارسیبیشترین؛ ـترین
-
This is the most interesting book in our school library.
این جالبترین کتاب کتابخانهی مدرسهی ماست.
متضاد least واژههای تعریف adverbs
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با most
- what concerns me most is that آنچه بیش از همه نگرانم میکند این است که ...رسانه
- What matters most is آنچه از همه مهمتر است ...آموزش و تحصیل
- What worries me most is آنچه از همه بیشتر نگرانم میکند ...سلامت
- What I enjoy most about city life is … چیزی که از زندگی شهری بیشتر از همه دوست دارم این است که …شهرنشینی
- What appeals to me most about travelling is آنچه بیشتر از همه برایم در سفر جذاب استگردشگری
- for the most part در بیشتر موارد، عمدتاًاحتیاطگویی و موضع
- the most effective way to … would be to مؤثرترین راه برای … این است کهعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری