test
UK/test/
US/test/
معنی test به فارسی
۱آزمون، امتحان
Meaning of test
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SCHOOL EXAM noun [C] A1
a group of questions that a teacher gives you to see what you have learned
فارسیآزمون، امتحان
-
I have a maths test tomorrow.
فردا امتحان ریاضی دارم.
همآیندها collocations- take a test
- pass a test
- driving test
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با test
- blood test آزمایش خونپزشک و داروخانه
- animal testing آزمایش روی حیواناتعلم و پژوهش
- test out (ایده یا روش) را عملاً آزمودنافعال عبارتی: پژوهش و مطالعهی دانشگاهی (B2)
- undergo rigorous testing آزمایشهای سختگیرانه را پشت سر گذاشتنعلم و پژوهش
- teach to the test آموزش صرفاً برای قبولی در آزمون (نه برای فهم عمیق)آموزش و تحصیل
- stand the test of time از آزمون زمان سربلند بیرون آمدن، ماندگار بودناصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- standardised testing آزمونهای استانداردواژگان پیشرفتهی فناوری و آموزش