گرامر و سبک C1

ظرافت فعل‌های کمکی: may well، is bound to، needn't have

Modals with nuance: degrees of certainty, obligation and preference

«ممکن است» و «باید» فارسی هر کدام چند پله در انگلیسی دارند. یاد می‌گیری پله‌های قطعیت را (could conceivably، may well، is likely to، is bound to) از هم جدا کنی، گذشته را با can't have، needn't have و ought to have بسنجی، از be to و would rather درست استفاده کنی و در نوشتار علمی ادعا را به اندازه‌ی شواهد بگویی.

C1سطح
گرامرمهارت
۱۴′دقیقه
۱۵تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

پله‌های قطعیت درباره‌ی حال و آینده

DegreeFormsمعنی
Almost certainis bound to / is sure to / is certain to + base verbتقریباً قطعی است که…
Probableis likely to / will probably + base verbمحتمل است که…
Quite possiblemay well / might well + base verbکاملاً ممکن است؛ احتمالش کم نیست
Possiblemay / might / could + base verbممکن است
Remote but conceivablecould conceivably / might just + base verbاز نظر منطقی ممکن، ولی بعید
Unlikely / ruled outis unlikely to / can't + base verbبعید است / ممکن نیست

گام ۲ از ۵

گذشته: can't have، needn't have، ought to have

can't (یا couldn't) + have + V3 یعنی از روی شواهد مطمئنم آن کار انجام نشده است. needn't have + V3 یعنی لازم نبود، ولی انجام شد. ought to have + V3 یعنی انجامش درست بود، ولی انجام نشد. didn't need to فقط می‌گوید لازم نبود و درباره‌ی انجام‌شدن یا نشدنِ کار چیزی نمی‌گوید (اغلب از بافت می‌فهمیم انجام نشده). در انگلیسی آمریکایی برای استنباط منفی must not have هم شنیده می‌شود.

  • He can't have seen the sign; the road was completely dark.نمی‌تواند تابلو را دیده باشد؛ جاده کاملاً تاریک بود.
  • We needn't have hurried; the train was late.لازم نبود عجله کنیم؛ قطار تأخیر داشت.
  • You ought to have told us that the shop was closed.باید به ما می‌گفتی که مغازه بسته است. (نگفتی)

گام ۳ از ۵

be to، ought to و would rather

be to + فعل ساده برای برنامه‌ی رسمی یا دستور است و بیشتر در خبر و اطلاعیه می‌آید. ought to نزدیک به should است، با لحن کمی رسمی‌تر: برای توصیه یا انتظار (ought to be). would rather + فعل ساده یعنی ترجیح خودت؛ would rather + فاعل دیگر + زمان گذشته یعنی ترجیح درباره‌ی کار دیگری: برای حال و آینده گذشته‌ی ساده (I'd rather you waited)، برای گذشته past perfect (I'd rather you hadn't said that).

  • The summit is to take place in Shiraz in May.نشست قرار است در ماه مه در شیراز برگزار شود.
  • Visitors are to sign in at reception.بازدیدکنندگان باید در پذیرش ثبت‌نام کنند. (دستور رسمی)
  • She ought to be home by now.باید تا الان رسیده باشد. (انتظار)
  • I'd rather you hadn't mentioned it to the press.ترجیح می‌دادم به رسانه‌ها نگفته باشی.

گام ۴ از ۵

در نوشتار علمی: ادعا به اندازه‌ی شواهد

در نوشتار آکادمیک پله را با شواهد هماهنگ کن: برای یافته‌ی نسبتاً قوی is likely to یا may well، برای شواهد ضعیف‌تر may یا could، و برای چیزی که فقط از نظر منطقی ممکن است could conceivably. is bound to پیش‌بینی خیلی قوی است و با شواهد کم نمی‌خواند. modal را با فعل‌های گزارشی مثل suggest و indicate ترکیب کن، ولی احتیاط را روی هم نریز: might possibly suggest بیش‌ازحد محتاط است. درس «Hedging and modality» در بخش ایلتس هم همین موضوع را از زاویه‌ی دیگری کار می‌کند.

  • The two trends may well be linked, although the data cannot confirm this.این دو روند شاید واقعاً به هم مربوط باشند، هرچند داده‌ها نمی‌توانند آن را تأیید کنند.
  • This pattern could conceivably reflect differences in how the surveys were conducted.این الگو شاید، هرچند بعید، تفاوت در شیوه‌ی اجرای نظرسنجی‌ها را نشان بدهد.
  • Further studies are likely to show a more complex picture.مطالعات بعدی احتمالاً تصویر پیچیده‌تری نشان می‌دهند.
  • Such a rise is bound to put pressure on local services.چنین افزایشی تقریباً حتماً به خدمات محلی فشار می‌آورد.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها

۱. «ممکن است» همیشه It is possible that نیست. برای حدس از may / might / could + فعل ساده استفاده کن و دو احتمال را روی هم نریز (It is possible that he may come اضافی است). برای درخواست هم Is it possible that you help me? ✗؛ بگو Could you help me? یا Would it be possible for you to help me?. ۲. «باید» یکی نیست: «باید خسته باشد» (استنباط) = must be tired؛ «باید تا الان رسیده باشد» (انتظار) = ought to / should have arrived؛ «باید برود» (الزام) = has to / must؛ «لازم نبود بگویی» = needn't have said. ۳. برای الزام در گذشته had to به کار ببر، نه must با قید گذشته. ۴. mustn't یعنی ممنوع است؛ «لازم نیست» = needn't یا don't have to. ۵. بعد از needn't و would rather فعل ساده بدون to می‌آید؛ ought و be to همیشه to دارند.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: گرامر و سبک C1

  1. وارونگی برای تأکید: Never have I...
  2. اسم‌سازی و احتیاط‌گویی در نوشتار آکادمیک
  3. وجه التزامی رسمی: It is essential that he be…
  4. بند موصولی پیشرفته: in which، whereby، most of whom
  5. ظرافت فعل‌های کمکی: may well، is bound to، needn't have
  6. جریان اطلاعات و جلو آوردن عبارت‌ها: Of particular concern is...