مینی‌دوره‌ی نوشتن: از پایه تا A2

نوشتن A2: تعریف یک روز در گذشته (First، Then، Finally)

Writing: a short story about a past day

متن «یک جمعه‌ی شلوغ» را ببین و یاد بگیر یک خاطره‌ی کوتاه را با گذشته‌ی ساده و کلمه‌های ترتیب (First، Then، After that، Finally) بنویسی. آخر درس آخر هفته‌ی گذشته‌ات را می‌نویسی.

A2سطح
نوشتنمهارت
۱۲′دقیقه
۱۴تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۴

کلمه‌های ترتیب

WordفارسیExample
First,اولFirst, I got up early.
ThenبعدThen I went to the bakery.
After that,بعد از آنAfter that, I helped my mother.
After lunch,بعد از ناهارAfter lunch, we drank tea.
Finally,در آخرFinally, everyone went home.

گام ۲ از ۴

فعل‌های بی‌قاعده‌ی این متن

VerbPast simpleفارسی
get upgot upبیدار شدن
gowentرفتن
buyboughtخریدن
bringbroughtآوردن
drinkdrankنوشیدن
telltoldتعریف کردن، گفتن

گام ۳ از ۴

زمان در داستان

داستان را با یک عبارت زمان شروع کن (Last Friday، Yesterday، Two days ago) و تا آخر در گذشته‌ی ساده بمان. در جمله‌ی منفی و سؤالی، بعد از did فعل ساده می‌آید: I didn't go (نه didn't went). ago بعد از مدت زمان می‌آید: two days ago.

گام ۴ از ۴

دام فارسی‌زبان‌ها

در تعریف کردن شفاهی فارسی گاهی وسط داستان به حال می‌پریم («بعد می‌رم نونوایی…»)؛ در نوشته‌ی انگلیسی این کار غلط است: Then I went، نه Then I go. «دو روز پیش» را هم before two days ترجمه نکن؛ درستش two days ago است.

متن درس: A busy Friday

Last Friday was a busy day. First, I got up early and cleaned the house, because my grandparents were coming for lunch. Then I went to the bakery and bought fresh bread. After that, I helped my mother in the kitchen. We cooked rice with chicken and saffron. My grandparents arrived at one o'clock, and they brought a big box of sweets. After lunch, we drank tea and looked at old family photos. My grandfather told funny stories about his childhood. Finally, in the evening, everyone went home. I was very tired, but happy.

ترجمه‌ی فارسی

جمعه‌ی گذشته روز شلوغی بود. اول زود بیدار شدم و خانه را تمیز کردم، چون پدربزرگ و مادربزرگم برای ناهار می‌آمدند. بعد به نانوایی رفتم و نان تازه خریدم. بعد از آن در آشپزخانه به مادرم کمک کردم. برنج با مرغ و زعفران پختیم. پدربزرگ و مادربزرگم ساعت یک رسیدند و یک جعبه‌ی بزرگ شیرینی آوردند. بعد از ناهار چای خوردیم و عکس‌های قدیمی خانوادگی را تماشا کردیم. پدربزرگم قصه‌های خنده‌دار از بچگی‌اش تعریف کرد. در آخر، عصر همه به خانه رفتند. خیلی خسته بودم، ولی خوشحال.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: مینی‌دوره‌ی نوشتن: از پایه تا A2

  1. نوشتن A1: پر کردن فرم (اسم، تاریخ تولد، نشانی)
  2. نوشتن A1: پیام کوتاه سه‌جمله‌ای
  3. نوشتن A1: جمله‌سازی درباره‌ی خودم (ترتیب کلمه‌ها)
  4. نوشتن A2: یک پاراگراف ساده (جمله‌ی موضوع، جزئیات، جمع‌بندی)
  5. نوشتن A2: تعریف یک روز در گذشته (First، Then، Finally)
  6. نوشتن A2: ایمیل دوستانه؛ قبول یا رد کردن دعوت