خواندن: ادامه‌ی مسیر (B1 تا B2)

خواندن B2: استنباط و معنی ضمنی؛ لحن، ارجاع و واژه از روی متن

Reading: inference and implied meaning (tone, reference, vocabulary in context)

یک نقد طعنه‌آمیز درباره‌ی کتابی که بیدار شدن ساعت پنج را تبلیغ می‌کند بخوان. یاد می‌گیری از انتخاب کلمه‌ها لحن نویسنده را بفهمی، چیزی را که گفته نشده ولی متن نشانش می‌دهد استنباط کنی و کلمه‌های ارجاعی (such، the former، the latter) را درست پیدا کنی.

B2سطح
خواندنمهارت
۱۴′دقیقه
۱۳تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

استنباط: چیزی که گفته نشده ولی نشان داده می‌شود

در استنباط (inference) جوابی را انتخاب می‌کنی که متن پشتیبانی‌اش می‌کند، هرچند مستقیم نگفته. چهار قدم: ۱. جمله‌ی مربوط را پیدا کن. ۲. به انتخاب کلمه‌ها (لحن) دقت کن. ۳. بپرس: «برای اینکه نویسنده این را بگوید، چه چیزی باید درست باشد؟» ۴. گزینه‌ای را بردار که متن نشانش می‌دهد، نه گزینه‌ای که فقط ممکن یا افراطی است.

  • The restaurant, we were told, has the best fish in town.«به ما گفتند» (we were told) یعنی نویسنده خودش مطمئن نیست یا ادعا را کامل قبول ندارد.
  • The company announced the bad figures late on a Friday evening, just before a public holiday.نگفته «می‌خواستند کسی نفهمد»، ولی زمان اعلام همین را نشان می‌دهد.

گام ۲ از ۵

کلمه‌های لحن و نگرش

WordWhat it suggestsExample
supposedly / allegedly / so-calledنویسنده ادعا را تأیید نمی‌کند یا به آن شک داردThe supposedly quiet hotel was next to a building site.
admittedly / to be fairبه طرف مقابل یک امتیاز می‌دهدAdmittedly, the food was cheap, but it was cold.
conveniently / predictablyطعنه: خیلی به نفع او / انتظارش می‌رفتConveniently, the only witness had left the country.
puzzling / baffling / curiousعجیب و قابل‌قبول‌نبودن (نقد ملایم)The decision to close the library in exam week is puzzling.
claim (نه state)ادعا؛ اغلب یعنی نویسنده تأییدش نمی‌کندThe company claims its tea is organic.

گام ۳ از ۵

کلمه‌های ارجاع: به چه چیزی برمی‌گردند؟

WordPoints back toExample
this / theseایده‌ی جمله‌ی قبل یا چیزی که همین الان گفته شدShe works nights. This makes family life difficult.
such + nounهمان نوع چیزی که قبلاً آمدهThe shop sells honey and tea. Such products are popular with tourists.
the former / the latterاولی / دومی از دو موردAlex and Ryan both applied. The former got the job; the latter did not.
those whoآدم‌هایی که…Those who arrive early get the best seats.

گام ۴ از ۵

معنی واژه از روی متن

برای کلمه‌ی ناآشنا اول نشانه‌های اطرافش را ببین: کلمه‌ی تضاد (but، unlike)، مثال بعد از آن، یا بار مثبت و منفی جمله. بعد یک معنی حدس بزن و در جمله جایگزینش کن؛ اگر جمله هنوز منطقی بود، حدست احتمالاً درست است.

  • The sauce was bland, so I added plenty of salt and chilli.چون نمک و فلفل اضافه شده، پس سس بی‌طعم (bland) بوده است.
  • Unlike his talkative brother, Sam is reserved: he rarely speaks at meetings.unlike + rarely speaks نشان می‌دهد reserved یعنی کم‌حرف و درون‌گرا.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: افراط و ترجمه‌ی لفظی

۱. گزینه‌هایی با all، never، completely، always معمولاً تله‌اند؛ متنی که محتاط است (hardly، may، some) گزینه‌ی معتدل را می‌خواهد. ۲. استنباط یعنی «متن چه نشان می‌دهد»، نه «من چه فکر می‌کنم». ۳. کلمه‌هایی مثل «ظاهراً»، «به‌اصطلاح» و «گویا» در فارسی لحن شک می‌دهند؛ در انگلیسی دنبال supposedly، so-called، allegedly و we are told باش و این کلمه‌ها را مثل فارسی تفسیر کن.

متن درس: The 5 a.m. Club

Every few months, a new book arrives to tell us that successful people rise before dawn. The latest, by a former management consultant, claims that anyone who wakes at five o'clock can double their productivity within a month. The author, we are told, has not missed a single morning run in the eleven years since he adopted the routine. It is hardly surprising that he also sells an online course. To be fair, the idea is not entirely foolish. A quiet hour before the household wakes can be useful, and some people genuinely work best early. But the book treats this modest observation as a universal law, and that is where the argument begins to wobble. Night-shift nurses, parents of newborn babies and students with evening jobs might reasonably ask whether such advice was written with them in mind. The author mentions them once, briefly, in a footnote. The evidence is also curious. Two kinds are offered: interviews with a dozen executives who, conveniently, all rise early, and a graph whose axes are not labelled. The former is charming; the latter is baffling. Neither would satisfy a reader who expects a claim about productivity to rest on anything more rigorous than anecdote and a diagram. None of this means the book is useless. If it persuades even a few readers to switch off their phones at night, it will have done some good. But I would advise caution before reorganising your life around an alarm clock, and a little more caution before paying for the course.

ترجمه‌ی فارسی

هر چند ماه یک بار کتاب تازه‌ای می‌رسد و به ما می‌گوید آدم‌های موفق پیش از سپیده‌دم بیدار می‌شوند. آخرین آن‌ها، نوشته‌ی یک مشاور مدیریت سابق، ادعا می‌کند هر کس ساعت پنج بیدار شود می‌تواند ظرف یک ماه بهره‌وری‌اش را دو برابر کند. به ما گفته‌اند نویسنده در یازده سالی که از شروع این روال گذشته، حتی یک صبح دویدن را از دست نداده است. عجیب نیست که او یک دوره‌ی آنلاین هم می‌فروشد. انصافاً این ایده کاملاً احمقانه نیست. یک ساعت آرام پیش از بیدار شدن اهل خانه می‌تواند مفید باشد و بعضی‌ها واقعاً صبح‌ها بهتر کار می‌کنند. اما کتاب این مشاهده‌ی ساده را مثل یک قانون همگانی می‌گیرد و استدلال از همین‌جا شروع به لرزیدن می‌کند. پرستارهای شیفت شب، والدین نوزادان و دانشجویانی که شب‌ها کار می‌کنند ممکن است کاملاً منطقی بپرسند این توصیه با فکر کردن به آن‌ها نوشته شده یا نه. نویسنده فقط یک بار، خیلی مختصر، در یک پاورقی از آن‌ها نام می‌برد. شواهد هم عجیب است. دو نوع شاهد آورده شده: مصاحبه با دوازده مدیر که، چه مناسب، همه‌شان زود بیدار می‌شوند، و نموداری که محورهایش برچسب ندارد. اولی جذاب است؛ دومی گیج‌کننده. هیچ‌کدام برای خواننده‌ای که انتظار دارد ادعای مربوط به بهره‌وری بر چیزی دقیق‌تر از چند حکایت شخصی و یک نمودار استوار باشد، قانع‌کننده نیست. هیچ‌کدام از این‌ها به این معنی نیست که کتاب بی‌فایده است. اگر حتی چند خواننده را قانع کند شب‌ها گوشی‌شان را خاموش کنند، کار خوبی کرده است. ولی من پیش از اینکه زندگی‌تان را دور یک ساعت زنگ‌دار بچینید احتیاط توصیه می‌کنم، و پیش از پرداخت پول برای دوره، کمی احتیاط بیشتر.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: خواندن: ادامه‌ی مسیر (B1 تا B2)

  1. خواندن B1: خبر کوتاه؛ تیتر، بند اول و نقل‌قول
  2. خواندن B1: ستون نظر؛ نظر نویسنده و دلیل‌هایش
  3. خواندن B2: استنباط و معنی ضمنی؛ لحن، ارجاع و واژه از روی متن